|
دو تن از محققان كشورمان با بررسي گذشته
تاريخي «گنبدان دژ» دامغان با مطالعه و
تحليل ويژگي هاي طبيعي و زمين شناسي آن به
يافتههاي جديدي در خصوص وضعيت ذخيره سازي
آب و راز پايداري اين دژ دست يافتند. دکتر
عباس کنگي، عضو هيات علمي گروه زمين شناسي
دانشگاه آزاد اسلامي واحد شاهرود كه با
همكاري ناهيد کنگي، كارشناس تاريخ اين
مطالعه را انجام دادهاند در گفتگو با
ايسنا با بيان اين كه اين پژوهش اولين
مطالعه در خصوص «دژ گنبدان» يا قلعه
«گردکوه» در شمال غرب دامغان با بررسي
ويژگيهاي تاريخي و زمينشناسي است،
خاطرنشان كرد: قلعه «گردکوه» با ارتفاع
هزار و 670 متر از سطح دريا در هفت
کيلومتري روستاي حاجي آباد در شمال غرب
شهرستان دامغان قرار دارد. شهرت اين دژ
سنگي بيشتر مربوط به دوره اسماعيليه - به
عنوان يکي از پناهگاههاي اصلي فدائيان
حسن صباح - بوده است. پس از حمله مغولها
قلعه هاي اسماعيليه يکي پس از ديگري فرو
ريخت، اما «گردکوه» همانند دژي مستحکم در
برابر هجوم مغولان پايداري کرد. اين قلعه
نظامي 20 سال در برابر محاصره مغولان
ايستادگي کرد و بالاخره در 669 هجري قمري
سقوط کرد. تاريخ اين دژ سنگي با افسانه ها
درآميخته و گذشته آن را در پرده اي از
ابهام فروبرده است.
وي تصريح كرد: بدون شک بزرگترين مشکل
ساکنان اين دژ طي دوره هاي طولاني محاصره،
دسترسي به آب آشاميدني بوده است. بسياري
از تاريخ نگاران بدون توجه به وضعيت
جغرافيايي و امکانات موجود در آن دوره
نظريات غير واقعي در رابطه با تامين آب
اين قلعه ارائه داده اند؛ به عنوان مثال
در بسياري از متون تاريخي عنوان شده آب
مورد نياز سه آب انبار موجود در بخش جنوبي
قلعه توسط چشمه پيجار تامين ميشده است.
به علاوه روش انتقال آب را لوله هاي چوبي
فرض کردهاند که بقاياي آن از بين رفته
است. كنگي با اشاره به اين كه آب انبارهاي
قلعه گردکوه 400 متر بالاتر از چشمه پيجار
قرار دارد و به علاوه اين چشمه در فاصله
هشت کيلومتري غرب قلعه قرار گرفته است،
تصريح كرد: به اين ترتيب، انتقال آب از
اين چشمه با امکانات امروزي نياز به لوله
هاي فولادي و چندين پمپ قوي دارد. زير 400
متر اختلاف ارتفاع 40 آتمسفر فشار در محل
چشمه ايجاد مي کند که لوله هاي چوبي را به
راحتي متلاشي ميکند. به علاوه چگونه مي
توان بدون تجهيزات مدرن در فاصله هشت
کيلومتري چشمه تا قلعه 400 متر افزايش
ارتفاع در تراز آب ايجاد کرد؟ بنابراين
ساکنان اين دژ با هوش تر از آن بوده اند
که با امکانات آن دوره دست به چنين اقدام
غير ممکن بزنند.
به عقيده اين استاد
زمينشناسي، پاسخ اين راز در وضعيت زمين
شناسي اين دژ باستاني نهفته است که ساکنان
آن در مدت طولاني اقامت در اين مکان فرصت
کافي جهت شناخت آن و حداکثر بهره برداري
از
امکانات
طبيعي موجود را داشته اند. به گفته وي،
اين دژ باستاني بر روي سنگ آهکهاي دوره
دونين قرار گرفته و مجموعه اي از گسلهاي
نرمال ديواره هايي عمود با ارتفاع دویست
متر در اطراف قلعه ايجاد کردهاند.
سنگهاي تشکيل دهنده اين ساختمان گنبدي
شکل به دو دسته تقسيم مي شود. در بخش
بالاي گنبد، آهکهاي کربناته با حفره هاي
کارستي فراوان و بخش تحتاني گنبد غالبا از
سنگهاي غير قابل نفوذ همانند شيل تشکيل
شده است. كنگي در گفتگو با ايسنا تصريح
كرد: اين شرايط خاص با در نظر گرفتن شيب
پانزده درجهاي لايه ها به سمت جنوب، سبب
شده تا آب حاصل از بارندگي و ذوب برفها هر
ساله در سيستم غارهاي کارستي زير دژ نفوذ
کرده و به تدريج به سمت جنوب (سه آب انبار
اصلي) جريان يابد. علاوه بر آن چاهها و
مجراهاي طراحي شده در بالاي قلعه نيز
امکان تزريق آب بيشتري را در فصول پر
باران فراهم مي کرده است؛ بدين ترتيب
ساکنان گنبدان دژ دامغان با هشياري تمام،
علاوه بر ذخيره سازي مستقيم آب در فصول
پرباران، به کمک چاههاي عمودي حفر شده در
بالاي دژ حجم قابل توجهي آب را به داخل
سيستم غارهاي کارستي زير دژ تزريق كرده و
طي سال به تدريج اين آب در محل آب انبارها
نشت ميکرده است. |