| |
|
شهر من قدمتی بیش از
6000 سال دارد و چهارصد سال قبل از میلاد
مسیح (ع) چنان عظمتی داشت که اشک سوم و
تیرداد اشکانی آن را پایتخت قرار دادند. |
|
|
| |
|
حکیم فردوسی در وصف
سفر کیخسرو و لشکریانش ، از دامغان چنین
یاد می کند : |
|
|
| |
|
وز آنجا
سوی دامغان برکشید
همه راه زر و روم گسترید |
|
|
| |
|
به یک
هفته آنجا بیاسود شاه همان دید پیلان و اسب و سپاه |
|
|
| |
|
پدر فرهنگ دامغان : این جمله ای است که بر سنگ آرامگاه مرحوم
سید ابوالفضل شریعت پناهی حک گردیده است.
وی موسس اولین دبستان 4 کلاسه بنام
«سعادت» بود. وی در زمینه فرهنگی عنصر
موثر و مفید شهرمان بود. یادش گرامی
باد. |
|
|
| |
|
اولین دبستان شهر من
: دبستان سعادت بود که در سال 1300 شمسی
تاسیس شد و پس از مدتی به نام دبستان
منوچهری تغییر نام داد. این دبستان بعدها
با نام دبستان شهید منتظری شناخته شد. |
|
|
| |
|
روحیات مردم شهر من
: دیر آشنا ولی صمیمی ـ خوش سلیقه ـ در
دوستی ثابت قدم ـ مهربان و با تعارف با
سیاست و زرنگ ـ صفت برجسته آنان میهمان
نوازی است. |
|
|
| |
|
ضرب المثل : «امسال
که کورچوش بگیری سال دگه می گه آخ.» به
کسی اطلاق می شود که مسائل اطرافش را دیر
متوجه می شود. (کورچو : نیشگون»
|
|
|
| |
|
اصطلاحات : (آلنگور : شیره
درخت زردآلو و بادام) ـ (آمخته : آشنا) ـ
(اشنفه : عطسه) ـ (آستو : آهسته) (بِرار :
برادر) ـ (بُرُم : بروم) ـ (کوش : کفش) |
|
|
| |
|
باورها و اعتقادات :
«اگر غذا از دهان به خارج بیفتد مهمان می
آید» ـ «اگر برگ چای در بالای استکان
شناور شود مهمان می آید» ـ «اگر کودکی به
منظور بازی جارو کند میهمان می آید» |
|
|
| |
|
طبابت عامیانه : برای پا
درد آب نمک یا روغن کرچک و یا گنه گنه را
به پا می مالند. به محلی از بدن که ضربه
خورده باشد زرده تخم مرغ می مالند تا درد
برطرف شود.
|
|
|
| |
|
لالایی های شهر من
:لالا لالا گل آلو درخت
سیب و شفتالو درخت سیب
او برده دل وَچَمُه خو
برده |
|
|
| |
|
(شفتالو : شلیل
او : آب خو
: خواب) |
|
|
| |
|
چیستان های شهر من
: 1) کاسه چینی ،آبش دو رنگه وقتی
به آتش میرسه یخش می بنده.
(تخم مرغ) |
|
|
| |
|
2 ـ سنگ بالا سنگ ، دو
لوله تنگ ، دو آینه ، دو تیرکمان ، تخت
روان ، عجول و مجول (سر)
|
|
|
| |
|
چشمه علی :
دره ای با صفاست که بین کوه و تپه های
خاکی شمالی دامغان واقع شده بسیار زیبا و
خوش آب و هواست و به عنوان یک تفریگاه
مورد استفاده قرار می گیرد. بیشتر صفای
این دره به آبی که در آن جریان دارد و
چشمه ای که در آن جاریست بسته است. |
|
|
| |
|
آسانو :
قصه ها و افسانه هایی است که به گویش محلی
دامغان نقل می شود. این قصه ها و افسانه
ها زبان به زبان از پدر و مادر به فرزندان
منتقل شده تا به امروز که بدست ما رسیده.
آسانوها سهم بزرگی در فرهنگ دامغان دارند.
(بخشی از این داستان ها را در
اینجا
بخوانید) |
|
|
| |
|
دانشمندان دامغانی
: محمد بن عبدالله طیفور (ابوجعفر)
که در عصر شیخ صدوق می زیسته و شیخ صدوق در جلد پنجم
بحارالانوار روایات بسیاری را از قول او
مطرح می کند. |
|
|
| |
|
بازگشت |
|
|