|
|
پس از چندی
که کریم خان زند از انتظام امور کشور فارغ
شد ، با تذکراتی که محمد حسین خان
بیگلربیگی استر آبادی داد ، کریم خان ،
آغا محمد خان قاجار و حسین قلی خان قاجار
را به فارس برد و در آنجا نگه داشت. سپس
در سال 1182 هجری قمری به صوابدید آغا
محمد خان ، کریم خان ، حسین قلی خان قاجار
برادر ابوینی آغا محمد خان قاجار را که 18
سال داشت به حکومت دامغان گماشت. حسین قلی
خان در دامغان با دختری از خانواده
عزالدین لوی قاجار ازدواج کرد و در اوایل
سال 1183 هجری قمری پسری متولد گردید که
او را به نام جدش فتحعلی خان نامید و این
فتحعلی خان همان فتحعلی شاه است که او را
بابا خان می گفتند ، زیرا محمد حسین خان
نام داشته است. |
|
|
|
|
در گذشته و
در زاویه شمال غربی شهر دامغان بر روی تپه
کم ارتفاعی ، که خندقی اطراف آن حفر شده
بود و به نظر می رسد که از خاک های خندق
این بلندی احداث شده ، قلعه ای با دیوار
بلند و برج های متعدد وجود داشته است.
اکنون اثری از آن قلعه وجود ندارد و تنها
نشان آن پاساژی است که نام خندق را بر آن
نهاده اند. این عمارت مشتمل بر بیرونی و
اندرونی و حمام و اصطبل بوده است. درب
ورودی این قلعه از تخته های کلفت و با
بندهای آهن استوار بوده و سابقاً مقر حاکم
شهر بوده است. زمانی که حسینقلی خان از
طرف کریم خان زند حاکم دامغان بوده ، بابا
خان در این قلعه به دنیا آمده است. |
|
|
|
|
از دوره
سلطنت فتحعلی شاه ، عمارت چشمه علی در
دامغان دیده می شود و چون محل تولد او
دامغان بوده ، علاقه و توجه خاصی داشته و
در سفری که برای جلوگیری از پیشرفت نادر
میرزا پسر شاهرخ نادری در مشهد به طرف
خراسان می رفت ، با همراهان خود در چشمه
علی دامغان توقف کرد. یکی از تفریحات او
این بود که ماهی های دریاچه چشمه علی را
می گرفتند و در دماغشان حلقه طلایی می
کردند و به آب می انداختند. فتحعلی شاه
چنان که گفته شد ، به دامغان علاقه و توجه
داشت. چند دفعه به دامغان آمده است. در جنگ
هایی که در خراسان پیش آمده به نام
اسماعیل خان سردار دامغانی و ذوالفقار خان
و مطلب خان بر می خوریم. فتحعلی شاه به
این سه برادر علاقه داشت. چنان که احمد
میرزا عضدالملک ، پسر او ، در «تاریخ
عضدی» می نویسد: «وقتی به فتحعلی شاه خبر
دادند که مطلب خان خیال سرکشی دارد ، بدون
خبر قبلی از تهران به دامغان و به دهکده
دولت آباد به منزل مطلب خان رفت. مطلب خان
پذیرایی شایانی از شاه کرد. معلوم شد
شایعه سرکشی و تمرد مطلب خان صحت نداشته و
ضمن پذیرایی با اینکه زمستان بوده انگور
تازه آوردند. شاه از زن مطلب خان پرسید تا
زمستان انگور چگونه تازه نگه می دارید
جواب داد: خوشه انگور را پس از جدا کردن
از تاک در انبار آونگ می کند و هر چند روز
یک دانه انگور را در بن خوشه انگور می
گذارند و دانه پیشین را بر می دارند در
نتیجه تازه می ماند.» |
|
|
| |
|
|
|
|
| |
|
منبع:
کتاب سیمای استان سمنان ـ جلد اول |
|
|
| |
|
|
|
|
| |
|
بازگشت |
|
|