|
مقدمه:هدف
از این بررسی ارائه تحلیلی از ترانه ها و
لالایی های روستای عوض آباد دامغان بوده
با توجه به اینکه ترانه ها و لالایی ها
جزء ادبیات شفاهی ما محسوب می شوند یک
مردم شناس باید این میراث رانقل و ثبت
کندتا بتوانیم به شناخت بیشتراز مردم
مناطق مختلف ایران دست یابیم ضمن اینکه
سندی می شود برای آیندگان ما.در این بررسی
با مراجعه به مکان تحقیق ،پرس و جوهایی در
ارتباط با ترانه ها و لالایی ها کردم و از
شیوه کار اسنادی در تکمیل اطلاعات در مورد
دامغان بهره گرفتم.
لهجه
دامغان:
لهجه مردم
دامغان ،شاهرود و گرمسار فارسی است و در
برخی موارد لهجه های گوناگون و باستانی
دارند.درروستاهای شمالی دامغان و شاهرود
مانند چهارده- کلاته- طرزه- تویه دروار-
شاه کوه شاهرود با لهجه نزدیک به
مازندرانی سخن می گویند. در گفت و گوی
دامغانی اغلب فتحه ها تبدیل به ضمه می شود
و در صرف افعال به جای دال سوم شخص مفرد
(ه) و به جای دال دوم شخص جمع(ن) آورده و
دال سوم شخص جمع را حذف می کنند و بیشتر
اسم ها را با اضافه کردن واو به آخر آنها
کوچک می نمایند.
موقعیت
روستای عوض آباد دامغان:در
اطراف و پیرامون دامغان حدود 400 آبادی
کوچک و بزرگ پراکنده شده که کم و بیش
معمور است و اگر از طرف دولت و مردم نسبت
به آبادی آنها کوشش و همت شود نه تنها
برای مالکین سود سرشاری خواهد داشت بلکه
برای کشور نیز بسیار مفید خواهد
بود.روستاهای شهرستان دامغان به 6 بخش
تقسیم می شوند که روستای عوض آباد در بخش
صرصر قرار گرفته است.
ترانه ها
و لالایی هایی از روستای عوض آباد:
1-
لالالالا گل لاله پلنگ در کوچه می
ناله برای دختر
خاله که دختر خاله بیداره
لالالالاگل نعناع بابا رفته
بیابان ها من و
تو مانده ایم تنها
لالالالاگل پونه عزیز من
مگیر بونه
2- ستاره
آسمون میشمارم امشو
به
بالینم میا بیمارم امشو
به
بالینم میا که کشته میشی
ستاره
آسمون میشمارم امشو
تمام
دشمنان بیدارن امشو
ستاره
آسمون نقش زمینه
خودم
انگشتر و یارم نگینه
خداوندا نگهدار نگین باش
که یار
اول و آخر همینه
3- شبی
که منزلم کوی تو باشد پری جان
طناب
چادرم موی تو باشد پری جان
شبی که
حاجیان از حج می آیند پری جان
زیارتگاه من روی تو باشد پری جان
تحلیلی
مردم شناختی از لالایی و ترانه ها:
لالایی
در این
لالایی از گیاهان نعناع و پونه نام برده
که در کنار آب قنات و چشمه های این منطقه
می روید.از پلنگ نام آورده که عمدتا در
کوه های منطقه وجود دارد.در اینجا زن
روستایی از رفتن مرد خود به بیابان سخن می
گوید که اینجا بیابان را می توان نمادی از
کویری بودن منطقه دانست که روستایی با
توانایی خود و با وجود کمبود آب آن را به
محلی برای زراعت و کسب پیشه تبدیل کرده
است.و در نبود مرد زن تنهای اش را با
کودکش تقسیم می کند.
ترانه اول
در این
ترانه لهجه دامغانی کاملا مشاهده می شود
(اغلب اسم ها با اضافه کردن واو به آخر
آنها کوچک می شوند.) در اینجا می توان
فهمید که شخص در یک فضای باز خوابیده(عادت
آنها در تابستان عمدتا این است که در پشت
بام و یا حیاط می خوابند)که می تواند
ستاره های آسمان را بشمارد در این ترانه
خودش را به انگشتری تشبیه کرده که یارش
نگین آن است و انگشتر بدون نگین جلوه
ندارد پس زندگی اش را خلاصه شده در این
نگین انگشتری می داند که به نوعی می توان
نگین انگشتر را نمادی از مظهر جلال زن
دانست.اما راوی به بیماری خود هم اشاره
میکند که باتوجه به مطلب شاید غم فراق
باشد و دشمنان هم رقیبان وی در عشق
باشندکه سر بر بالین آمدن آنها را مساوی
با کشته شدن می بیند.
ترانه دوم
این ترانه
هم یک ترانه عاشقانه است که عاشق انتظار
دارد معشوق در کنارش باشد تا تمام دارایی
اش را به او ببخشد.طناب چادر نمادی از
بنیاد زندگی عاشق است و چادر هم احتمالا
به زندگی چادر نشینی در زمانهای دور اشاره
دارد اگر طناب نباشد چادر بر پا نمی شود و
اگر هم معشوق نباشد اساس زندگی اش ویران
است. در اینجا به آمدن حاجیان از مکه
اشاره می کند چون این روز از روزهای مهم
در روستا است که بسیار سنگین برگزار شده و
همه اهالی روستا به استقبال حاجی می روند
پس عاشق هم در این مکان می تواند به دیدار
معشوقش برسد.
نتیجه
گیری
در این
مطالعه موردی به نتایجی می توان دست یافت
که شامل موارد ذیل است:
1- عمده ترانه هایی که
به خاطر می آورند ترانه های عاشقانه است
که این می تواند نشانی از به یاد آوری
خاطرات جوانی باشد و یا علاقه مندی به این
دست ترانه ها.
2- لالایی ذکر شده هم
بیشتر به عناصر محیطی منطقه اشاره می کند
گیاهان – حیوان و کویری بودن منطقه حاکی
از نقش طبیعت در ذهن انسان است.
در کل
باید گفت با نگاه نکته سنج و دقیق و
آشنایی با آداب و رسوم مناطق می توان به
بینشی صحیح در فولکلور دست یافت. |