| |
|
موقعيت جغرافيايي : منطقه اي كه
معدن درآن واقع شده است , سيمه كوه Simeh koh نام
دارد و از نظر جغرافيايي جزء مناطق كوهستاني
سلسله جبال البرز شرقي است كه در 7 كيلومتري شمال
شهر دامغان , از شهرهاي استان سمنان (مقابل
دانشكده علمي كاربردي رسول اكرم (ص) دامغان ) قرار
دارد . ارتفاع سيمه كوه حدود 500 متر مي باشد و در
مختصات جغرافيايي 15 54 طول شرقي و 13 36 عرض
شمالي واقع شده است .
وضعيت راههاي دسترسي : كوه
مذكور كه در حال حاضر مورد بهره برداري قرار دارد
, دقيقا در سمت راست جاده آسفالته چشمه علي
قرار داشته و با وجود گسترش جغرافيايي سنگهاي آهكي
در اين منطقه , يكي از دلايل گزينش اين ناحيه ,
جهت بهره برداري اقتصادي نزديك بودن به جاده و سهل
الوصول بودن دسترسي به ذخاير آن است .
وضعيت آب و
هوايي و پوشش گياهي : شهر دامغان و حومه آن , در
دامنه جنوبي رشته كوه البرز واقع شده است و ارتفاع
خود اين ناهمواريها مانعی است در مقابل حركت ابرهاي
باران زا كه در نتيجة , ميزان بارندگي نسبت به
دامنة شمالي كم بوده و آب و هواي گرم و خشك را بر
اين سامان حاكم نموده است . البته همين مسئله ,
امكان بهره برداري از آهكهاي انفجاري معدن را در
تمام طول سال فراهم مي كند و از اين نظر مزيتي
براي آن نسبت به معدن مشابه در فيروز كوه , كه به
دليل سردي هوا , 3 ماه از سال كار استخراج متوقف
مي شود , مي باشد . چيزي كه در وهله اول , نظر هر
تازه واردي را به دامغان جلب مي كند , وزش باد
مسلط شمالي جنوبي , در بسياري از روزهاي سال است .
هنگام بارندگي و كاهش دما
و افزايش رطوبت در دامنة شمالي (استانهاي مازندران
و گلستان ) غالباً در جنوب , هواي گرم و خشك حاكم
است . در چنين وضعيتي كه تودة هواي پرفشار در شمال
و تودة كم فشار در جنوب كوهستان برقرار مي شود ,
از طريق دره هاي موجود در كوهستان , تبادل اين
توده هاي هوايي , صورت گرفته كه حاصل آن را به
صورت وزش باد كه گاهي سرعت آن برـ60 km/h بالغ مي
شود , مشاهده مي كنيم . به سبب نبود رطوبت كافي
جهت رشد گياهان , منطقه از نظر پوشش گياهي فقير
بوده و پوشش موجود به صورت استپ تنك از رويش خار ,
بوته هاي گون , هوم و اسپند مي باشد . البته هرچه
به سمت چشمه علي (چشمه اي پرآب, با دبي بالا كه در
شمال غربي دامغان در اثر گسل خوردگي گسلي به همين
نام ايجاد شده) نزديك مي شويم , به ويژه در حواشي
اين رود , درختان از نوع تبريزي (سپيدار) , افرا و
غيره به چشم مي خورد و به بركت همين آب , كشت
سبزيجات و شغل كشاورزي در آنجا رواج دارد .
زمين
شناسي عمومي : از نقطه نظر زمين شناختي ,
ناهمواريهاي سمنان كلا متعلق به زون جوان البرز (البرز
شرقي) است كه براثر فرآيند كوهزايي آلپي , رسوبات
, چين خوردگي حاصل نموده و به صورت كوه درآمده اند
. گسل خوردگي هاي فراواني در زون البرز شرقي به
چشم مي خورند كه از جمله مهم ترين آنها مي توان به
گسل سمنان كه از شمال سمنان مي گذرد و امتداد گسل
سمنان كه در دشت دامغان به گسل عطاري منتهي مي گردد
اشاره كرد كه گسل اخير , در حقيقت مرز بين زون
البرز و ايران مركزي را تشكيل مي دهد . گسل معروف
ديگري كه در 25 كيلومتري شمال دامغان با برشهاي
گسلي و سطح آينة گسلي , به طور واضح برونزدگي دارد
, گسل معكوس آستانه با امتداد شرقي ـ غربي است .
شايان ذكر است كه در اثر فعاليت اين گسل جوان
كوارتز , در 22 دسامبر سال 856 ميلادي , زلزله اي
با شدت 10 = I رخ داد و حدود 200 هزار نفر كشته شدند .
علاوه بر گسلهاي اصلي نامبرده , منطقه از گسله ها
واراندگي هاي متعددي برخوردار است و اصولا كاملا
تكتونيزه بوده به همين نسبت , فرآيندهاي تكتونيكي
, سهم به سزايي در تعيين مورفولوژي آن داشته اند .
رسوبات عهد حاضر كه قابل رؤيت مي باشند , بيشتر
رسوبات تراس رودخانه اي (پادگانه) حاصل عمل
فرسايشي رود چشمه علي هستند . چشمه علي رودي از
نوع رودهاي اوليه consequent مي باشد و از آنجايي
كه سطح اساسي آن بر اثر گسل خوردگي جا به جا شده ,
تراس آبرفتي (رودخانه اي) ايجاد شده كه در دامنة
رود قابل مشاهده است . مهم ترين كانسارهاي شمال
دامغان , معادن زغال است كه از توالي هاي شيلي ,
ماسه سنگي سازند شمشك (سن لياس) استخراج مي گردد .
زمين شناسي ناحيه اي : كوه معدن بالاست , در 7
كيلومتري شمال دامغان قرار دارد و از آهكهاي دونين
و قسمت بالايي آن , از آهكهاي كربونيفر , تشكيل
شده است . در اين ناحيه , شيل و آهك كامبرين (سازندميلا)
, شيل , سيلتستون و ماسه سنگ اردوويسين , آهك
دونين و كربونيفر (هياتوس Hiatus سيلورين وجود
دارد) بر روي توف سبز ائوسن (سازند كرج) رانده شده
است . در صفحة رورانده Nappe در ، جاهايي كه بر
اثر فرآيندهاي بر اثر هوازدگي و عمل فرسايشي ,
آهكها فرسوده شده اند , سازند كرج كه در زير مرز
راندگي قرار داشته , هويدا گشته و رخنمون پيدا
كرده است . در اثر اين پديده , منظرة بسيار با
شكوه پنجرة تكتونيكي Windos تشكيل شده و ارتفاعات
مجاور اين پنجره ها , كليپ Klipp نام دارند كه
معرف گسترش پيشين بخش رورانده اند . معدن بالاست
نيز خود يك كليپ است . بر طبق اظهار نظر محققان ,
سيمه كوه , يكي از فوناي غني در سلسله جبال البرز
است و گونة Cyrtospirifer cf كه نشان دهندة سن
فرانزين , فامنين است , در آن يافته شده است .
طبقات آهكي با سن دونين حاوي فسيلهاي كامل مرجان
انفرادي زافرانتيس zaphrentis (مرجان شاخي شكل)
شاخص دونين , قطعات ساقه لاله وش دريايي (رده اي
از خارپوستان) و فسيلهاي كامل
براكيوپداسپيريفر spirifer شاخص دونين كه
از آنجايي كه جنس صدف آن از كلسيت كم منيزيم بوده
مستعد حفظ شدن مي باشد , شناخته شد . در رخنمونها
, در برخي نقاط , سطح خارجي سنگهاي آهكي با لايه
اي از ژيپس بلوري پوشيده شده كه معرف كم عمق شدگي
shallowing محيط رسوبگزاري در آن عصر و در نتيجه ,
متبلور شدن كاني هاي تبخيري evaporites است . در
توالي هاي شيلي و سيلتي با سن اردوويسين , فسيل
تريلوبيت ( اغلب , سنگوارة قطعات جدا شدة بدن
تريلوبيت ها پس از مرگ , نظير سفالون و پيژيديم )
قابل جستجو است كه اين قطعات , توسط جريانهاي
توربيدايتي از مناطق كم عمق به شيلهاي عميق حمل
شده اند . شيل (گل سنگ) حاوي اين سنگواره به رنگ
تيره بوده و خود فسيل تريلوبيت به رنگ قرمز ديده
مي شود پس طريقة ايجاد اين سنگواره ها بر اثر
فرآيند جانشيني replacement و يا كاني زايي بوده
است كه در طي آن عناصر تشكيل دهنده پوسته تريلوبيت
, در مجاورت آبهاي اشباع , اتم به اتم با اكسيدآهن
تعويض شده و اين امر سبب هماتيتي شدن سنگواره گشته
است كه به رنگ قرمز ديده مي شود . وجود
سيلتستونهاي قرمز رنگ اردوويسين هم نشانگر محيط
خشكي و اكسايشي مي باشد و علت وجود اين رنگ , حضور
هماتيت , گوتيت و فلدسپات ارتوز است كه احتمال
دارد , وجود نودولهاي رسي درون لاي سنگها در نتيجة
دياژنز رسوبات پديد آمده باشد . همچنين در ميان
لامينه ها و لايه هاي شيل و لاي سنگ اردوويسين ,
سنگوارة براكيوپدارتيس Orthis شاخص اردوويسين كه
همانند تريلوبيت , اكسيده است , قابل مشاهده مي
باشد . نكته قابل ذكر دربارة مورفولوژي آهكهاي اين
ناحيه اينكه , به خاطر
لايه بندي و نفوذ پذيري , آهك در مقابل هوازدگي ,
مقاومت نشان داده و مورفولوژي مضرس , خشن و
مورفولوژي قلعه هاي ويران (Damaged Towers
Morphology) را از خود به نمايش گذاشته است .
علاوه برآن , در سطح سنگهاي آهكي موجود در دامنة
شمالي كه غالبا به دور از تابش آفتاب است , اشكال
تافوني و آلوئول بر اثر عمل انحلالي آب و هوازدگي
با دبي به چشم مي خورد و در نقاطي كه توالي هاي
آهكي بر روي توالي شيلي به حالت مورب قرار گرفته
اند , بر اثر فرسايشي ديفرانسيل , اشكال كواستا
تشكيل شده و منجر به حفظ لايه هاي زيرين گشته است
. مطالب فوق الذكر , در رابطه باويژگيهاي
ژئولوژيكي و مورفولوژيكي صفحة رورانده بود . در
مورد صفحة زيررانده , مي توان به اين موارد اشاره
كرد كه سنگ آذر آواري توف سبز ائوسن , بر اثر
فعاليتهاي آذرين و سنگ شدگي خاكسترهاي ولكانيكي ,ايجاد
شده است كه رنگ سبز آن به علت تجزية شيشة آتشفشاني
به كلريت سبز است . در چند نقطه , در مجاورت توفها
, دايكلهاي بازالتي سياه ائوسن كه در نتيجة خروج
گدازه پس از انفجار ولكانو , به وجود آمده اند ,
رخنمون دارند و تركهاي هوازدگي روي آنها به چشم مي
خورد .
نقشه راندگي سيمه كوه زمين شناسي اقتصادي :
در سالهاي نه چندان دور , هنگامي كه بحث از زمين
شناسي اقتصادي , كانه وكانسارهايي به ميان مي آمد
, آنچه بيش از همه مدنظر قرار مي گرفت و بيشترين
زمان پي جويي هاي علمي را به خود اختصاص مي داد ,
كانسارهاي فلزي مثل گالن , اسفالريت , پيريت ,
مالاكيت , آزوريت و... بود و به طور كلي به
محض شنيدن نام معدن , ذهن به سوي ذخاير فلزي منحرف
مي شد . اما امروزه , گسترش صنايع و به تبع آن
افزايش نياز به منابع طبيعي سبب شد كه انسان در
نگرش خود تجديد نظر كند و به اين مهم پي ببرد كه
منابعي كه زماني , بي ارزش به نظر مي رسيدند تا چه
حد مي توانند مفيد واقع شوند و اهميت اقتصادي كه
آنها در صنعت دارند , شايد به مراتب بيشتر از
كانسارهاي فلزي باشد . از
جملة اين منابع با ارزش معدن بالاست (سنگ آهك
انفجاري) است كه هدف از تحرير اين مقاله , معرفي
آن مي باشد . نام سنگ بالاست از واژة Blast در
لاتين كه به معناي انفجار است , اشتقاق يافته و به
سنگهاي آهكي كه به روش انفجاري از معدن استخراج مي
شوند , اطلاق مي شود . سنگ آهك اين معدن , از نوع
آهك بيوژنيك تيره رنگ است كه علت رنگ تيره , وجود
مواد آلي فراوان درآن است و با وجود وفور سنگواره
هاي موجودات كف زي , حكايت از درياي كم عمق فلات
قاره مي كند . كار بهره برداري از معدن مذكور , از
سال 1364 , تحت مالكيت و ادارة شركت راه آهن ايران
, آغاز گشت و هر چند در سالهاي اخير , ادارة آن به
صورت شركتي (نيمه خصوصي) درآمده ولي هنوز , راه
آهن در مديريت و استفاده از آن نقش اصلي را دارد و
دستگاههاي موجود نيز متعلق به راه آهن كشور مي
باشد . افرادي كه در معدن , مشغول به كارند , شامل
يك مهندس معدن و تعدادي كارگر در سطح ديپلم و زير
ديپلم مي شوند . بهره برداري از معدن بالاست , به
روش معدن كاري روباز open pit mining صورت مي گيرد
. از پاي كوه تا بالاي آن توسط وسايل راه سازي راه
مارپيچي ايجاد شده است تا دسترسي وسايل حمل و نقل
به نقاطي كه قبلا در آنها انفجار صورت گرفته ,
آسان گردد . ابتدا , موقعيت محلي كه قرار است در
آن انفجار صورت گيرد , بررسي مي شود تا بهترين
وضعيت براي كارگذاري مواد منفجره انتخاب شود .
آنگاه كار خرج گذاري آغاز مي شود و مادة منفجره به
نام آمفو , درون حفراتي به عمق 2 تا 3 متر كه به
وسيلة دستگاه حفار مخصوص كه بدين منظور ساخته شده
, كار گذاشته مي شود و پس از هماهنگي با نيروي
انتظامي و حصول اطمينان از خالي بودن منطقه ,
انفجار صورت مي گيرد . قطعات سنگهاي حاصل از
انفجار كه در اندازه هاي مختلف خرد شده اند , توسط
بولدوزر به كاميونها بارگيري شده و راهي جايگاه
فرآوري مي شوند . در محوطة پايين كوه , يك كارخانة
سنگ شكني با دستگاه سنگ شك قرار دارد كه
سنگها در پاي آن تخليه مي شوند و آنگاه توسط بيل
مكانيكي , تخته سنگهاي بزرگ مي توانند در كار
دستگاه خلل ايجاد كنند , جدا شده و بقيه داخل سنگ
شكن فكي crasher jaw تخليه مي شوند .سنگ شكن توسط
يك الكتروموتور بزرگ به كار مي افتد و داراي دو
دريچة بزرگ است كه با هم شكل حرف v را مي سازند و
بر حسب اينكه بخواهيم درچه اندازه هايي , قطعات
عبور كنند , قابل تنظيم است . هنگامي كه سنگ شكن
فكي به كار افتاد , مرحلة اول خرد شدن سنگ آهك
صورت مي گيرد . سپس سنگهاي ريز و درشت از طريق
نوار نقاله به سرند منتقل شده و در آنجا غربال
(screen) مي شوند . دانه هاي ريزتر از حد
استاندارد , جدا شده و قطعات درشت توسط دستگاه
هيدروكل خرد مي شوند تا به حد نرمال برسند .
اندازة استاندارد سنگ بالاست , بين 5/2 تا 5/6
سانتي متر (حد pebble ) مي باشد و دانه هاي كوچكتر
از 5/2 cm را بيس Base مي گويند . خريدار اصلي
بالاست , شركت راه آهن است و با توجه به وضعيت آب
و هوايي حاكم بر منطقه , امكان بهره برداري از
معدن , در تمام فصول سال وجود دارد اما بسته به
نياز , ميزان استخراج متفاوت است و در حال حاضر ,
حدود 400 تن در ماه مي باشد . سنگ آهك انفجاري ,
به دلايل مزايايي كه دارد , در صنعت حمل و نقل
ريلي و راه آهن كاربرد فراوان دارد و چون از
مقاومت بالايي در برابر فشار برخوردار است و در
برابر فشار و تنش بالا , از خود حالت الاستيك (كشسان)
نشان مي دهد , از سوي ديگر به سبب درشتي نسبي , گل
و لاي و آب باران را از خود عبور مي دهد و به هيچ
وجه در خود نگه نمي دارد , مناسبترين سنگ جهت بستر
ريل راه آهن تشخيص داده شده و در پي سازي ريل به
كار مي رود . البته كيفيت بالاست در همه جاي معدن
يكسان نبوده و برخي نقاط , از مرغوبيت بالاتري
برخوردار است . دانه هاي ريزتر از 5/2 cm كه در
صنعت راه آهن , كاربردي ندارند , در محل انباشته
شده و به منظورهاي ديگري مثل جاده سازي , براي پي
ريزي راه , در صنايع ساختماني و ساخت و ساز , در
صنايع بتون سازي , به عنوان مادة اوليه سنگ بلوك و
در كارهاي سد سازي مورد استفاده قرار ميگيرد كه در
مورد اخير , از دانه هاي Base در ساخت سد دامغان
كه بر روي رودخانة چشمه علي احداث
شده است , استفاده
گردیده . (با سپاسگزاري از استاد
اهري پور)
منابع و مآخذ : 1) زمين شناسي
ايران , درويش زاده ـ علي ,انتشارات امير كبير ,
چاپ دوم 1380 2) لرزه خيزي ايران , پوركرماني ـ
محسن و آرين ـ مهران اننتشارات دانشگاه شهيد بهشتي
, چاپ اول 1377 3) نقشة زمين شناسي دامغان در
مقياس 000/100 : 1 , علوي نائيني سازمان زمين
شناسي و اكتشافات معدني |
|
|