|
توجیه در مورد ساختمان آتش زده تپه حصار
دامغان به سه طریق انجام گرفته است. دو
طریق آن مربوط به وضع محلی است و سومی
مقایسه آن با نظیر چنین ساختمانی در آشور
است. در واقع در حال حاضر نیز نظایر چنین
ساختمان هایی که بعضی از آنها متعلق به
دوران اسلامی است در همین ناحیه زیاد دیده
می شود و معمولاً آن را قلعه می نامند.
شباهت آن با یک ساختمان آشوری را آقای
"مالّووآن" در کتاب بین النهرین ویران در
دوران کهن (1965) پیشنهاد کرده است. در
واقع در شهر آشور معبد
E به ربه النوع "ایشتار" تعلق دارد
و در زمان حکومت سومین سلسله پادشاهی
"اور" بوسیله "زریکو" نایب السلطنه
"بورسین" (2028-2307 پیش از میلاد مسیح)
ساخته شده است. از میان سه فرض: قلعه ،
معبد و خانه اربابی ، توجیه اخیر بیشتر به
نظر صحیح می آید. اینک ما این سه نوع
ساختمان را در زیر توضیح میدهیم:
نمونه
اول: قلعه
این نمونه بوسیله "گراسیموف" معمار
وابسته به هیئت کاوش کننده تپه حصار
پیشنهاد شده است: وی می گوید: «دیوارهای
خشتی که با جرزهای ضخیمی تقویت شده ، پی
ریزی های محکم و منحصر بودن ورود به یک
مدخل ، همگی نشانه این اند که این ساختمان
چیزی شبیه به ساختمان هایی بوده است که
حتی در حال حاضر در ایران در بسیاری نقاط
خارج از شهر ساخته می شود و آنرا قلعه می
نامند.»
ولی باید در نظر داشت که این ساختمان
خارج از شهر و در نقطه مجزایی نبوده بلکه
به خانه های دیگری متصل می شده است که در
نتیجه حفاری از زیر خاک بیرون آمده است.
در برابر مدخل ساختمان فقط راه بسیار کوچک
یا تنگی قرار داشته است. دیوارهای ساختمان
خیلی بلند نبوده است و مجموع نمای آن از
25 متر تجاوز نمی نماید. ضخامت دیوارها
بیش از 70 سانتیمتر نیست. این چنین
دیوارهایی با این ضخامت کم نمی توانند بیش
از قد طبیعی دو انسان متوسط القامت بلندی
داشته باشند. جرزهایی که برای محکم تر
کردن دیوارها ساخته شده نیز خیلی قطور
نیستند. این دیوارها نمی توانستند در
برابر حملات مهاجمان مقاومت زیادی
بنمایند. احتمالا این جرزها خود نشانه ضعیف
بودن دیوارها هستند.
نمونه دوم: معبد
کاوش کنندگان در این ساختمان نیز به
سبب وجود تنور و اجاق در میان اطاق اظهار
داشته اند که ممکن است این ساختمان جنبه
مذهبی داشته باشد و اجاق نیز برای انجام
مراسم قربانی ها بوده است. ولی در این
مورد زیاد اصرار نورزیده اند. آقای
"مالّووآن" در ضمن مقایسه آثار بین
النهرین و ایران در زمان سومین سلسله
پادشاهی "اور" به شباهت هایی بین ساختمان
های مذهبی این دو ناحیه برخورده است.
بنابراین ساختمان آتش زده حصار را با معبد
E در شهر آشور
مقایسه نموده است. دلایلی که آقای
"مالبووآن" برای مقایسه معبد آشور با
ساختمان آتش زده حصار آورده است به قرار
زیر است:
اندازه های این دو بنا به هم خیلی
نزدیک است. اندازه های معبد آشور 29 در 17
متر است و اندازه های ساختمان حصار 25 در
11 متر است. در هر دو ساختمان تعداد اطاق
ها برابر است و طرز قرار دادنشان به هم
بسیار شبیه است. در هر دو ساختمان در دو
طرف در ورودی دو برج یا دو جرز قطور وجود
دارد. احتمال دارد که آنچه را که ما در
اطاق شمالی حصار پیدا کردیم و اظهار کردیم
تنور یا کوره بوده است ، قربانگاه معبدی
بوده باشد. در نظر اول این مقایسه ها قابل
قبول به نظر می رسد ، ولی وقتی در آن دقت
بیشتری می شود اشکالاتی پیش می آید. این
مطلب صحیح است که اندازه های دو ساختمان
با هم شباهتی دارند. ولی اندازه های داخلی
آن با هم متفاوت اند. مثلا اطاق اصلی معبد
آشور 16 متر طول و 7 متر و نیم عرض دارد و
عرض اطاق های مجاورش از 3 متر و 3 مترو
نیم تجاوز نمی نماید. در ساختمان حصار عرض
اطاق اصلی 6 متر و طولش 9 متر است و طول
اطاق های مجاورش به 3 متر و 10 متر می
رسد. بنابراین تقسیمات داخلی اطاق ها فاقد
شباهت با معبد آشور است. این اختلاف
اندازه های اطاق ها نشانه این است که
استفاده از آنها نیز مختلف بوده است. به
علاوه در معبد آشور کف تمام اطاق ها در یک
ارتفاع قرار گرفته است و در ساختمان تپه
حصا کف اطاق ها در ارتفاع های متفاوت اند.
طرح معبد آشور بسیار منظم است و نمای
آن نیز وحدتی دارد و در برابر مدخل
ساختمان پله مجللی قرار گرفته است. طرح
ساختمان حصار منظم نیست و مدخل آن نیز
حقیر به نظر می رسد ، بعضی دیوارها از خط
راست منحرف شده اند. معبد آشور با طرح
منظم و صحیحی بنا شده و طرح ساختمان حصار
نامنظم است. در معبد آشور عرض در ورودی 2
متر است و دو برج کوچک طرفین آن 5 متر
پهنا دارد. ضخامت دیوارها به 2 متر و نیم
می رسد و عرض دری که بین اطاق اصلی و اطاق
مجاورش قرار گرفته به 4 متر می رسد. در
حصار عرض در اصلی یک متر و 70 سانتیمتر
است ، ضخامت دیوارها 70 سانتیمتر است. و
درهای ارتباط داخلی بسیار باریک اند.
علاوه بر تمام این ها ما قبلاً گفتیم که
اطاق شماره 7 کاملا پوشیده نبود و قسمتی
از آن فاقد سقف بود و در این صورت نمی
تواند برای کارهای مذهبی بکار رفته باشد.
به این ترتیب باید قبول کرد که ممکن است
بین این دو ساختمان شباهت هایی ظاهری وجود
داشته باشد ولی در واقع با هم اختلاف زیاد
دارند.
نمونه سوم: خانه اربابی
کاوش کنندگان تپه حصار دامغان اعتقاد
دارند که این ساختمان خانه ای از یک
خانواده مرفهی است که شاید جزو یکی از
خانواده های قدیمی و متنفذ این ناحیه به
حساب می آمده است و شاید به همین دلیل هم
باشد که مورد تهاجم مخالفانشان قرار گرفته
آنها را قتل عام کرده اموالشان را غارت
کرده و ساختمانشان را طعمه آتش کرده اند.
بزرگترین اطاق در این ساختمان اطاق شماره
(1) بوده است که 6 متر عرض و طول داشته و
در میانش اجاق یا تنوری برای گرم کردن
اطاق وجود داشته است.
اطاق های مجاور اطاق شماره (1) خیلی
باریک اند و فاقد پنجره برای روشنایی می
باشند و نمی توانند چیزی جز انبار یا پستو
یا صندوق خانه بوده باشند. در این اطاق ها
و انبارها اشیایی پیدا شده است که منحصراً
مربوط به زندگی داخلی در خانه هاست و نمی
تواند ارتباطی با امور مذهبی و معابد
داشته باشد. احتمالاً این ساختمان خانه ای
بوده است در کنار آبادی و کاملاً مجاور آن
و متعلق به خانواده ای بوده است که می
توانستند به خود اجازه دهند در جام های
زرین بنوشند و نیم تاج های طلا بر
پیشانیشان ببندند.
ساختمان آتش زده حصار فاقد طرح منظمی
است و ممکن است هر قسمتی از آن در زمان به
خصوصی به ساختمان اصلی اضافه شده باشد.
بنا بر اشیایی که در این ساختمان به دست
آمده است می توان احتمال داد که صاحب آن
بازرگانی بوده است که با نواحی افغانستان
تجارت داشته است. وجود مهرهایی که برای
بستن مدخل خمره ها بکار برده می شده نیز
این فرض را تایید می کنند. |