|
علامه میرزا علی اکبر
دهخدا قزوینی ( مستعار دخو ) زیر لفظ
دروار در اثر عظیم لغت نامه اینگونه آورده
است : " منظور مکانی است یا مکانی را می
گویند که ازآن صعود به کوههای بلند آسان
می باشد و به قول معروف دروازه ی کوهستان
های صعب العبور و بلند را " دروار " می
گویند ؛
بار دوم زیر کلمه ی " دروار " این را می
آورند : " و روستایی است از تبعه ی دامغان
با 1800نفر جمعیت که آب آن از دشت بو
تأمین می شود آنچه مسلم است این است که
اسم آبادی " دروار " این نبوده و به مرور
مبدل به این نام شده است .
عده ای اسم " دروار " را " گزوار " می
دانستند و این به این دلیل است که در این
محل درختان تنومندی از گز وجود داشته است
و این درختان آنقدر ضخیم بوده اند که از
چوب های این درختان برای تیرهای چوبی سقف
خانه ها استفاده می کرده اند و اکنون نیز
تعدادی از خانه ها که در سقف آنها
ازتیرهای چوبی گز استفاده شده وجود دارند
، مثل منزل مرحوم حاج صالح درزی آسیاب دم
رودبار پاچنار و آسیاب جلوی امام زاده شمس
الدین دروار که در تمام این مکانها این
چوبها به عنوان تیر و بعد از خراب شدن
بنای اول و هنگام ساخت عمارت دوم از آنها
استفاده شده است ولی آیا که این تیر ها
همان تیرهای اولیه از درختان این منطقه
هستند یا اینکه این تیرها را بعداً و از
این درختان تنومند اولی بریده اند .
معلوم نیست و این را باید
با سن سنجی مطلق توسط کربن چهارده اثبات
نمود . چیزی که مبرهن است این که در زمانی
که منطقه از درختان ضخیم گز پوشیده شده
بود آب فراوانی از محل رودخانه ی تویه
دروار یا دروار فعلی عبور نمی کرده یا
حداقل اگر عبور می کرده این آب آنقدر زیاد
نبوده که بتواند رطوبت کافی برای رشد و
نمو درختان دیگری بجز گز فراهم آورد . از
دیگر مسائل مهم برای رشد درختان گزاین که
حداقل سعی لازم برای اینکه یک درخت گز
آنقدر ضخیم گردد که از آن تیرهایی با قطر
حداقل 8 سانتی متر تولید گردد چیزی بیشتر
از دو قرن ونیم می باشد و این مورد درختان
موجود و رشد آنها در بهترین شرایط نور و
رطوبت ثابت می کند . از دیگر اسامی محتمل
منطقه می توان " درّه وار " را نام برد و
این نام هم درون خودش نهفته شده است که از
" دره " به معنی رودخانه که پسوند " وار "
به معنی مانند و شبیه و یا گونه به وجود
آمده است یا اینکه این نام به منطقه ای که
داخل " درّه " به وجود آمده است یا اینکه
این نام به منطقه ای که داخل درّه قرار
دارد اشارت دارد . و طبیعت منطقه هم چنین
نامی را برای آن پیامد دارد آبادی یا جایی
که در آن شرایط برای زندگی کردن و شرایط
کشاورزی و دامپروری وجود دارد .
داخل یک درّه یا تنگه
مانند واقع شده است .شاهد درستی که آیا
این نام را برای " دروار " قدیم به کار
برده اند یا نه در دست نداریم و این نام
هم جزء یکی از نامهای بسیار مهتمل و قدیمی
برای " دروار " است . نام دیگری که برای "
دروار " قدیم می توان دانست " زروار " است
و چند شاهد برای این نام داریم ؛ اول "
چال زرباب " که محل دقیق آنرا نمی دانیم
ولی دو نقطه " چاله زرد کوه " و " چال
طلوع " را می توان برای این چال افسانه ای
یا حقیقی مرتبط دانست و دیگر ذخائر عظیم
زر و دینار اسماعیلیان است که مدتی در
منطقه مسلط بوده اند ، آنچه مسلم است
ایشان برای پشتیبانی از قلعه گرد کوه
دامغان ( 30 کیلومتری شرق دروار ) و تهیه
آذوقه و وسایل مورد نیاز فداییان داخل گرد
کوه دامغان در زمان رییس منطقه " دامغان "
در " دروار " و " صح " و " تویه " اقامت
داشتند و مجبور بودند که برای تهیه ی این
موارد ذکر شده منابع مالی را به همراه
داشته باشند و این منابع را داخل این تنگه
( روستای صح و دروار ) جای دادند و به
همین دلیل از طرف دشمنان اینها لقب "
زروار " به منطقه داده شد که در جای خود
شرح داده خواهد شد . ولی چیزی که معلوم
شده است این است که اسمی چون " زروار " را
خیلی نمی توان به " دروار " نسبت داد یعنی
اگر هم این لفظ برای دروار بکار برده می
شده است هرگز جنبه ی رسمی نداشته است و
برای مدتی شاید کمتر از یکسال و آن هم از
طرف افرادی بسیار قلیل که هیچگاه تعداد
آنها حتی سه رقمی نمی شد نشده بود و برای
زمانی که به محل برای جنگ کردن یا جمع
آوری مالیات از مردم و فداییان منطقه می
آمده اند ذکر می شده و هرگز جنبه ی رسمی
نداشته است .
بکار بردن این لفظ نیز
دلیلی جز خصومت با مردم منطقه و فداییانی
که در منطقه به دلایل سیاسی زندگی می
کردند وجود نداشته است و این لفظ گاهی
برای جسور کردن سربازان برای جنگ با مردم
منطقه و ترغیب کردن آنها برای به دست
آوردن غنایم بی شمار از زر و اموال
ارزشمند از این آبادی ها وجود نمی داشته
است ولی اسامی چون " درّه وار " یا "
گزوار " مدتهای طولانی که شاید بیشتر از
هفت یا هشت قرن باشد بر منطقه و در منطقه
از جمعیت اطلاق داشته است و هنوز هم که
پیر مردان یا پیر زنان گاهی از اسم قدیم
دروار نام می برند و تنها " گزوار " را
ذکر می کنند و چیز دیگر را به خاطر نمی
آورند یعنی چیزی که سینه به سینه به آنها
رسیده است تنها همین لفظ " گزوار " است و
این یکی شاید به دلیل زمان اطلاق زیاد این
نام و دیگر تسمیه بسیار مناسب این نام با
شرایط زیست محیطی منطقه ( وجود جنگلهای
عظیمی از گز داخل رودخانه و باغات فعلی )
می باشد. |