کانون جوانان تاريخانه مقدم بازديدکنندگان عزيز را گرامی ميدارد

 

دانشی که در جهان است را تنها در جهان میتوان يافت نه در کنج اتاق

   

:: ناگفته هایی درباره دوران نمایندگی جناب آقای دکتر سبحانی

   
   

ذکر خاطرات و ویژگی های انسان های برجسته، همیشه رهگشای راه افرادیست که در این عالم می خواهند خوب زندگی کنند و با خوبان محشور باشند و محشور شوند. از جمله انسان های شایسته که در دیار ما با رنج و مشقتی فراوان طریق حق را طی طریق کرد و از عمر و جوانی خود بهره جست و دانایی را با توانایی عجین نمود و الگو و نمونه ای گشت تا سرگشتگان راه را راهنمایی باشد ، آقای دکتر سبحانی است که در هر پست و مسئولیتی و عرصه ای وارد شد چنان درخشید که عدم حضورش پس از اندکی بر آن مجموعه محسوس بود و به قول بزرگی، آقای دکتر به مناصب موقعیت می داد نه اینکه مناصب او را بزرگ کنند و موقعیت بدهند. حال سوال این است که چرا بنده و جمعی به دکتر علاقمند و سال های سال با ایشان همراه بوده ایم. پاسخ ها را دنبال می کنیم که شاید شما هم اگر این مسائل می دانستید با ما همراه و همسفر بودید. اما ویژگی های دکتر که باعث شد به ایشان علاقمند بشویم و ارادتی داشته باشیم:

1 ـ اعتقاد جدی به دین و عامل بودن به آن؛

به طوری که همیشه در نظریاتشان به این نکته اشاره می کردند که دین توانایی اداره جامعه را به نحو احسن دارد و از جماعتی که با اندیشه و عملشان خلاف این رفتار می کردند ناراحت بودند. در رفتار و گفتار فردی و خانوادگی هم ارکان دین را مقید بودند.

2 ـ نظم؛

این ویژگی باعث شده بود که یک زندگی پربرکتی داشته باشند و اطرافیان، جلسات و گفتگوهای خود را بر برنامه ریزی ایشان تنظیم می نمودند. در جلسات متعدد ایشان مقید بودند سر ساعتی که قرار گذاشتند حضور یابند و یکی از دوستان می گفت؛ روزی با رئیس اسبق دانشکده علوم پایه در ساعتی قراری گذاشتند و ایشان حاضر شدند ولی رئیس در آن ساعت نیامد و آقای دکتر دقایقی توقف کردند و پیام دادند که ما آمدیم ولی ایشان تشریف نداشتند و رفتند. یا در بسیاری از محافل که دیر خبر می دادند یا وزیری، معاون وزیری می خواست به استان یا شهرستان بیاید چون یک هفته جلوتر خبر نمی دادند ایشان به خاطر اینکه برای خود برنامه ریزی حداقل دو هفته ای داشت ، در جلسات و محافل شرکت نمی کرد و با مسئولان همراهی نداشت.

3 ـ اهتمام به حفظ نظام؛

آنچه در سلوک ایشان کاملاً مشهود است برای حفظ نظام از دوران معلمی تا وزارت و دانشگاه و مجلس تلاش علمی و عملی داشتند و همیشه بیان می کردند اگر شانه خود را از زیر بار مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی که برای حفظ نظام است خالی کنیم در واقع عافیت طلبی کرده ایم.

4 ـ تکلیف گرایی؛

واقعاً یکی از خصایص بارز آقای دکتر همین موضوع بود. اگر در مجلس، قیامی و قعودی و اگر قلمی و قدمی و نطقی و پیامی، حمایتی و مخالفتی، حضوری و ظهوری در همه عرصه های حیات سیاسی، دینی، اجتماعی داشت بر اساس تکلیفی بود که به آن رسیده بود و خیلی به عواقب آن کاری نداشت. ایشان اشاره می کردند در مجلس در مخالفت یا حمایت از قانونی، تبصره ای، بارها اظهار نظر می کردم و اگر چه یک نفری بودم ولی به تکلیف خود عمل می نمودم. موضوع کاندیداتوری ریاست مجلس در مجلس هفتم که به ایشان گفته بودند اگر کاندیدا بشوی ریاست کمیسیون بودجه را از دست می دهی، ولی باز ایشان با شناختی که از مجلس و آقای حداد عادل داشتند به تکلیف خود عمل کرد و کاندیدای ریاست مجلس شد و ریاست کمیسیون را از دست داد و قس هذا در بقیه امور.

5 ـ پای بندی به اصول؛

در تمامی دوران نمایندگیشان و ما قبل آن به اصول زیر پایبند بودند:

5-1 تواضع در برابر کلام حق و درست و حق گویان

5-2 مشورت برای انجام امور

5-3 سادگی در تبلیغات انتخاباتی

5-4 روحیه ساده زیستی و عدم تکلف گرایی و تجمل گرایی

5-5 قدرشناسی

5-6 نظارت دقیق بر امور دفتر نمایندگی و مقیّد بودند تمامی مکاتباتی که با ایشان و دفتر می شد شخصاً مطالعه و روی درخواست افراد دستور لازم را می نوشتند و آنگاه مسئول دفتر آن درخواست و نامه را پیگیری می کرد.

5-7 حفظ اسرار موکلین

5-8 رفتار عدالت گونه با دوستان و اطرافیان

5-9 وفای به عهد و پیمان که نمونه اش، در انتخابات مجلس هشتم هر چه دوستان توصیه کردند شما در تهران کاندیدا شوید و دامغان احتمال رأی آوردن شما کم است، گفتند؛ چون من با انتخاب و حمایت مردم دامغان وجهه ای کسب کردم درست نیست من از آنها روی برگردانم و همانطور که قبلاً در مصاحبه ای گفتم تا مردم دامغان پذیرای این فکر باشند، هستم.

5-10 نظم در زندگی و کار که نمونه اش در مجلس ششم و هفتم، جلسه ای غیبت نداشتند.

5-11 اعتقاد به آزاد بودن مردم در انتخاب افراد برای مجلس، حتی برای نزدیکترین دوستان و عدم شکوه از آنها به طوری که در نزدیکی های انتخابات مجالس می گفتند؛ هر کدام از شما می خواهید کاندیدای نمایندگی شوید، مختارید. نمونه اش در مجلس ششم، مسئول ستاد ایشان به عنوان کاندیدای نمایندگی وارد عرصه انتخابات شد و جالب تر اینکه هرگز از فردی یا مجموعه ای یا  محله ای بخاطر رأی ندادن به ایشان روی گردان نشد و از تلاش و کار برای آنها دریغ ننمود.

5-12 اعتقاد به عدم دخالت قوا در کار یکدیگر؛ تفکیک قوا در قانون اساسی آمده اما متاسفانه در جامعه ما یک فرهنگ شده که نماینده مجلس باید در همه امور دخالت داشته باشد بجای نظارت و قانونگذاری، اما آقای دکتر غالباً پرهیز می کرد که کار دولتیان را ایشان انجام دهد و همیشه بیان می کردند که دولت، هزاران کارمند دارد و به آنها حقوق می دهد تا کار اجرایی کنند و نماینده باید کار قانونگذاری خود را انجام دهد. یا در عزل و نصب ها اکثراً قائل به دخالت نبودند و بعضاً مشورت می دادند. ولی حق مسئول مربوطه می دانستند که رئیس یا مدیر برای اداره ای بگذارند، هر چند که این روش ایشان مورد انتقاد زیادی قرار می گرفت و از همه زیباتر اینکه تعداد قابل توجهی از مدیران دستگاه ها در شهرستان با دیگران در انتخابات ها همراه بودند و به ایشان رأی نمی دادند ولی اعتقاد ایشان به کار و رعایت مقررات مدیر بود نه مسأله انتخابات و نه اینکه فلان مدیر مخالف ایشان هست یا نیست.

5-13 قرار نگرفتن در جناح ها؛ آقای دکتر بارها گفتند که دو جناح مشهور در جامعه نه اساسنامه مدوّنی و نه استراتژی مشخصی برای اداره جامعه دارند و در مسائل اقتصادی هر دو تقریباً یک نظر دارند و قائل به خصوصی سازی هستند و... و در سیر عملکرد جناح ها، آدم های منصف و دلسوز نظام به همین نتیجه می رسیدند که جناح ها بیشتر بجای پرداختن به اصول و تلاش و تفکر، به حفظ خود می پرداختند.

5-14 صبوری و سعه صدر، که خاطراتی نقل می شود:

الف) معمولاً آقای دکتر در دوران نمایندگیشان برنامه بازدید و سرکشی از روستاها را داشتند و اعتقاد داشتند از نزدیک با مشکلات و مسائل موکلین خود آشنا و مطلع و برای رفع آنها در حد امکان اقدام نمایند. گاهی اوقات این دیدار از ساعت 2 بعدازظهر آغاز و تا ساعت 10:30 شب طول می کشید و در فصول مختلف بعضاً به همین سبک بود و عادتشان این بود که دیدار در مساجد و حسینیه ها باشد و به منزل کسی نمی رفتند تا هم زحمتی برای کسی نباشد و هم مدیون کسی نشود، یک عصری به روستاهای منطقه رودبار رفتیم و هر جایی مسائلی و مطالبی می گفتند تا اینکه به ... و سپس به ... رسیدیم و در میان مسجد صحبتی شد، هر دو جا پس از سخنرانی مختصر آقای دکتر چند نفر از اهالی که بعضاً خانم ها بودند بخاطر نبودن کپسول گاز در فصل زمستان حرف های تند توأم با عصبانیت زدند و دکتر آرام گوش می کرد و آرام پاسخ می داد که موضوع را دنبال می کنم بعد از اینکه سوار ماشین شدیم گفتند: همین که ما سنگ صبور مردم باشیم و توهین ها را بشنویم و مردم کمی تخلیه روانی بشوند هم خوب است.

ب) در روستای نمکه، چند پیرمرد بعد از اتمام مراسم دیدار در بین کوچه میان گرما شروع کردند به بیان مشکلات و دقایق زیادی سرپا ایستادند و دکتر با همه وجود گوش می کرد و احساس خستگی نمی کرد تا اینکه ماها آنها را به زمان دیگر برنامه های دکتر توجه می دادیم.

 ج) اکثر همشهریان آقای ... را می شناسند که به خاطر مصائبی معتدلانه و متعادلانه گفتگو نمی کند. اما بارها شاهد بودم که بعد از نماز جمعه در گرما و سرما ایشان جلوی دکتر را می گرفت و دقایق زیادی را به بیان مشکلات خود می پرداخت به طوری که در اطراف محل نماز جمعه کمتر آدمی  می ماند و نهایت بعضاً ایشان را سوار ماشین می کردند و ادامه حرف هایش را در ماشین می زد و ما واقعاً از این سعه صدر دکتر تعجب می کردیم و جالب اینکه اجازه نمی دادند راننده ایشان یا کسی دیگری وارد صحنه شود و آن شخص را از این گفتگو باز دارند.

د) آقای دکتر تعریف می کردند که یک آقایی در یکی از روستاهای شهر، مکرر در ساعات مختلف با من تماس می گیرد و شبی ساعت 11 تماس گرفتند و بعد می گویند حالا با عمویم و بعد با زن عمویم و بعد با فلانی صحبت کن و ما هم صحبت می کردیم، وقتی ما معترض می شدیم که آقای دکتر جواب ندهید، می فرمودند؛ شاید خداوند بخاطر همین سعه صدر، ما را ببخشد.

ه) در بعضی از سخنرانی های فصلی و گاهی تبلیغی، افرادی با صدای رسا حرف هایی می زدند و با ایجاد سوالات و شبهاتی، فضا را می خواستند مخدوش نمایند ولی دکتر با صبوری و سعه صدر جلسه را ادامه می داد و به سوالات پاسخ می گفت.

و) در اوایل نمایندگی ایشان، یک روز در صفوف آخر نماز مسجد جامع چند نفری حرف هایی تند می زدند و متلک می انداختند به طوری که دکتر می شنید و بنده با آنها مجادله کردم و از رفتار آنها عصبانی شدم، بعد از نماز گفتند؛ فلانی من دوست ندارم شماها برای من ناراحت و عصبانی بشوید و با کسی مجادله کنید، بگذارید آنها حرف هایشان را بزنند.

ز) شبی که اخوی بنده از مکه آمده بودند، آقای دکتر را برای شام به سالن جوان دعوت کردیم و پس از شام یک نفر که بعدها هم در سخنرانی دکتر مساله ایجاد کرد و هدایت شده بود ، در آن جلسه حرمت نگه نداشت و دکتر را با کلامش آزار داد ولی دکتر در پایان مراسم به اتفاق همان فرد به منزلشان رفتند و ساعتی را در کنار خانواده ایشان به حرف های وی گوش کردند و آخر شب به منزل برگشتند. دوستان که شاهد این ماجرا بودند از بزرگواری دکتر تعجب نمودند.

5-15 عدم سوء استفاده از موقعیت و مقام؛ هرگز شنیده و دیده نشده که آقای دکتر از موقعیت خودش برای خود و خانواده و اطرافیان سوء استفاده ای کند و به نوایی برسد یا برساند.

5-16 پرهیز از هزینه های غیر ضرور در ایام نمایندگی بخصوص در ایام انتخابات.

5-17 عفو و گذشت؛ با اینکه در طول نمایندگی ایشان، افراد شاخص و دارای عنوان و کسانی که سالها دکتر را می شناختند اما بر اثر حبّ و بغض های شخصی و جناحی و یا کم اطلاعی علیه ایشان حرف های ناروا و بعضاً تهمت ها زدند اما همیشه از آنها گذشت کردند و هرگز در پی انتقام بر نیامدند.

5-18 قانون مدار بودن؛ از خصایص برجسته ایشان این بود که سخت تابع قانون و مقررات بودند، اگر چه آن مقررات مخصوص یک مجلسی و محفلی بود. یادم هست در دانشگاه آزاد اسلامی، ایام تبلیغات مجلس پنجم از کاندیداها دعوت می کردند که برای دانشجویان مواضع خود را بیان نمایند و به سوالات آنها جواب دهند، هنگام پرسش و پاسخ سوالات را خود دکتر می خواستند پاسخ دهند ولی گفتند مقرر شده که سوال را مجری بخواند و شما پاسخ دهید. ایشان بلافاصله تمکین کردند و گفتند بنده در برابر قانون گردنم از مو هم باریکتر است. یا در ساعتی که مجلس جلسه علنی داشت یا در جلسه ای حضور داشتند، تلفن همراهشان خاموش بود.

5-19 تقیّد به قانون اساسی به خصوص در دوران نمایندگی و انجام وظایف نمایندگی و همیشه به آن سوگند نامه ای که مجلسیان در ابتدای امر قرائت می کنند، اشاره داشتند.

5-20 تبعیت محض از ولایت فقیه در قول و عمل؛ این ویژگی ایشان را مقیّد کرده بود اگر احیاناً با مساله ای یا مسائلی که از ناحیه دولتمردان بیان و اجرا می شود ولی با دیدگاه های ایشان مخالف است ولی رهبر انقلاب آن موضوع را تایید کردند، ایشان هم آن را عملاً می پذیرفتند. جالب این بود که بواسطه تقیّد ایشان به این امر در مجلس ششم متهم شده بودند که ذوب در ولایت شده اند، بگذریم از اینکه بعضی از آدم های عنوان دار و بظاهر خیلی مسلمان و انقلابی در دوره پنجم بخاطر حذف ایشان، دکتر را متهم به ضد ولایت فقیه و طرفدار لیبرالیسم و... می دانستند. ایشان بر عکس بعضی که فقط از آقا حرف می زدند و حرف های آقا را می زدند ولی حرف خودشان آقایشان بود، نبود و عامل به امر ولایت بود.

5-21 حفظ حریم ها؛ سعی دکتر بر این بود که حرمت آدم ها حفظ شود، بخصوص مسئولین و بویژه روحانیت معظم و امام جمعه محترم شهرستان.

5-22 با مطالعه در مجالس حاضر شدن؛ بارها دکتر می گفتند برای دفاع یا مخالفت با لایحه ای یا طرحی ساعت ها مطالعه می کنم تا کاملاً کلام سنجیده باشد.

5-23 دقیق بودن؛ از جمله برجستگی های ایشان دقت در امور زندگی اعم از امورات شخصی، خانوادگی، اداری، دانشگاهی بود. به خصوص در مجلس که همین اواخر اشاره داشتند به موضوعی که مجلس به شهرداری حق داده بود اگر از سازمانی طلب کار است بعد از اثبات در دادگاه حق خود را رأساً از بالا بگیرد و منشی مجلس که قانون را برای رأی گیری قرائت کرد، آن هم در آخرین جلسه مجلس که غالباً نمایندگان خسته و کم حوصله اند، اعلام کرد که شهرداری یا دادگاه می توانند چنان کاری را انجام دهند که دکتر بلافاصله تذکر دادند که اینجا «یا» نبود بلکه «واو» بود و با پیگیری آن را اصلاح کردند و قس هذا در بسیاری از امورات دیگر.

5-24 صداقت؛ این اصل از اصولی بود که اکثریت مردم اعم از موافق و مخالف ایشان بر این اصل صحه می گذارند.

5-25 یکسان بودن در خلوت و جلوت؛ خیلی از مواقع پیش می آمد که در جلسات داخلی ما با آقای دکتر، شخصی یا اشخاصی ناخوانده و خوانده حضور داشتند و برای ایشان هیچ تفاوتی نداشت که چه افرادی غیر از جمع خودمان در جلسه حاضرند چون چیزی گفته نمی شد که اگر دیگران بفهمند مسأله ای پیش بیاید.

5-26 احترام قائل شدن؛ برای همه اشخاص نسبت به خود و افکارشان احترام می گذاشتند.

5-27 پیگیری امور شهرستان و شهروندان توأم با تامل و تحمل و عالمانه؛ سعی می کردند کارها را از طریق قانونی دنبال کنند و امور را به مسئول مربوطه واگذار نمایند تا زودتر به نتیجه برسد و پروژه ها را عالمانه پیگیری می نمودند تا پس از مطالعات مرتبط با آن به اجرا و بهره برداری برسد، نه شعار گونه و احساسی و مقطعی و بدون مطالعه عمل می کردند که بعدها، باز کار از ابتدا شروع شود.

5-28 همسان مردم زندگی کردن؛ ایامی که بنزین کوپنی شده بود، تلفنی به دکتر گفتم چرا به دامغان کم تشریف می آورید؟ گفتند: حقیقتاً بنزین کم داریم و ما هم مثل بقیه از سهمیه بنزین اعلام شده استفاده می کنیم و در دامغان هم خدمتشان رسیدیم بعد از مدتی صحبت از خانواده پیش آمد، گفتند خانواده ما می خواستند به شاهرود بروند و قرار شد آنها را به ترمینال برسانند و با ماشن های عمومی به آنجا بروند. گفتیم چرا؟ گفتند: چون بنزین نداریم. روزی هم که گاز شهر قطع یا کم شده بود، ایشان تعمّداً در منزل والده شان بود که آنجا هم گازش قطع بود و از همانجا با مسئولین مربوطه در تماس بودند تا مشکل را زودتر حل کنند و اشاره کردند چند نفر زنگ زدند که فلانی می دانی ما در این سرما چه می کشیم، ایشان گفتند که اتفاقاً بنده هم مثل شما در منزلی هستم که گاز ندارد.

5-29 توجه و نظارت دقیق بر امورات خانواده به طوری که مشاغل و دغدغه های کاری ، ایشان را از توجه و عنایت یه تدبیر منزل بازنداشت و سخت بر امورات معنوی، تربیتی، مطالعاتی، مالی، مذهبی، درسی، علمی، اجتماعی اهل و عیال خود نظارت داشتند و یک جو عاطفی و مهربانانه را در خانواده خود حاکمیت داده اند.

5-30 منش فروتنانه؛ رفتار دکتر به نوعی بود که برای خود شأنی خاص قائل نبودند. مثلاً در مسجد که برای نماز می آمد، همیشه در کنار مردم قرار می گرفت. یادمان است زمانی که نمازجمعه یک فضایی را برای افرادی خاص تر و مسئولین بخاطر شرایط ویژه امنیتی ایجاد کردند، ایشان هرگز در آن فضا قرار نگرفت و ما هر چه اصرار می کردیم نمی رفت. فقط یک بار بخاطر موضوعی با اصرار رفتند ولی بعداً گفتند من خیلی ناراحت بودم در آنجا، زیرا احساس می کردم از مردم جدا و خود نمایی می شود. همیشه در سلام کردن پیشی می گرفتند و اگر تلفنی تماس گرفته می شد اولین کلام ایشان سلام بود. در جلسات، فروتنانه به کلام دیگران گوش می کرد اگر چه آن فرد، یک شاگرد ایشان بود.

5-31 پیگیر امورات و اخبار شهرستان بودند؛ بنده توفیق داشتم هر هفته تقریباً مطالب هفته نامه کویر را به اطلاع ایشان برسانم و اگر تأخیری می شد ایشان تماس می گرفتند و جویای اطلاعات و اخبار بودند و همچنین دوستانی که در دفتر کار می کردند مقیّد بودند اگر خبر و مسأله ای هست، ایشان را در جریان بگذارند و مسئولین دولتی که جداگانه با ایشان ارتباط داشتند.

5-32 مشارکت با موکلین خود در غم و شادی هایشان؛ ایشان مقیّد بودند اگر مجلس عزایی است و همان زمان در شهر حضور دارند، در آن مجلس شرکت کنند و برای بعضی که شناخت بیشتری داشتند و مصیبت آنها بیشتر بود، حضوری در منزل مصیبت دیده می رفتند و اگر هم در مجالس شادی دعوت می شدند، سعی می کردند حاضر شوند.

5-33 سرکشی از خانواده معظم شهدا ، جانبازان ، فقرا و...؛ مقیّد بودند در ایامی که در شهرستان هستند به این مکان ها مراجعه نمایند و می فرمودند: ما از فیوضات آنها بهره مند می شویم و خدمت خانواده شهید هم که جهت بهره مند شدن و فیض بردن می رفتند، از احوالات و خاطرات شهید سئوال می پرسیدند.

5-34 در اداره کردن شهرستان و مدیریت آن و مدیران ادارات قائل به شایسته سالاری بودند و بومی بودن مدیران را در شرایط یکسان ترجیح می دادند و می فرمودند: در دنیایی که جهان را دهکده می نامند، زیبنده نیست ما هنوز از بالا محله و محله امام و... قبیله و عشیره خود سخنی بگوییم، ما باید دنبال آدم های اهل کار، فکر، خلاق و ساعی باشیم و واقعاً جای تامل دارد که چرا بعضی بومی بودن را اصل می دانند!!

5-35 باور داشتن به داشته های خود و پرهیز از مقایسه بی نتیجه با دیگران؛ تلاش داشتند تا داشته های شهرستان را خوب جلوه بدهند و اقدامات دولت اسلامی را تقویت و ضمناً در جهت گسترش آن سعی بیشتر نمایند. هرگز دنبال قیاس کردن شهرستان با شهرهای همجوار نبودند بلکه اعتقاد داشتند باید برای توسعه و آبادانی شهر تلاش کرد و از بیان مطالبی که بوی تفرقه و کینه و عداوت و نا امیدی بدهد پرهیز داشتند و می گفتند واقعاً در تقسیم بودجه و دادن امکانات ملاک و معیار وجود دارد و کسی حقی را ضایع نمی کند و آنچه عده ای می گویند؛ حق ما را گرفتند، بر اساس حدس و گمان و کم اطلاعی است.

5-36 مدیون کسی نبودن؛ دأب دکتر این بود که در دوران نمایندگی بخصوص ایام انتخابات کسی از جهت مالی و عرضی و موقعیتی به ایشان کمکی نکند مبادا که از قِبَل خدمتی که کردند توقعی از دکتر داشته باشند. همیشه پس از تبلیغات اعلام می کردند اگر کسی ریالی هزینه کرده بیاید بگیرد.

5-37 گزارش دادن به مردم، یکی از کارهای خوب و بدیع ایشان در طی این سه دوره مجلس این بود که تقریباً هر فصلی به طور متناوب مقیّد بودند گزارشی از مصوبات مجلس، تحلیلی از شرایط کشور، جایگاه مجلس، دلایل موافقت و یا مخالفت خود نسبت به لوایح یا طرح ها، روندی از اتفاقات و امور اجرایی شهرستان و بودجه های تخصیص یافته برای بعضی از پروژه ها و بعضاً انتقادی از عملکرد برخی مدیران و طرح پیشنهاد برای پیشرفت برخی امور و... ارائه نمایند.

یادم می آید وقتی اولین گزارش را از مجلس بیان نمودند و چگونگی شکل گیری هیئت رئیسه و جایگاه رئیس مجلس و حتی قرار گرفتن نمایندگان روی کدام صندلی و اعلام بعضی مصوبات، برای جمعیت حاضر در مسجد جامع بسیار زیبا و به یاد ماندنی بود. بعضی مواقع هم از ظرائف بودجه ها برای وزارتخانه ها و موسسات می گفت، مثلاً یک نماینده ای برای موسسات قرآنی، تنها ده شاهی از فروش هر نخ سیگار را درخواست کرده بود و وقتی نمایندگان به آن رای دادند، آن نماینده گفت؛ با این رای، مبلغی حدود چند صد میلیون تومان کمک شد. منظور دکتر از این مثال، بیان اهمیت و جایگاه مجلس و نمایندگی بود که اگر نمایندگان، دقیق و هوشیار نباشند، بودجه ها میلیاردی جابجا می شود و کسی هم متوجه نیست. یا از جایگاه نمایندگی و شأن و موقعیت آن صحبت می کرد که وزیر در ایام برنامه ریزی بودجه می آید از نماینده التماس می کند تا برای وزارتخانه اش مبلغی بیشتر اخذ نماید و البته این موضوع به کارکرد نماینده هم برمی گردد. ایشان تنها به ارائه ی گزارش فصلی در مسجد جامع اکتفا نمی کردند بلکه از روزنامه ها و هفته نامه ها و در ماه های آخر با راه اندازی سایت اطلاع رسانی و گاهنامه نمایان و همچنین در ایام تبلیغات، اهمّ کارهای مجلسی و پیگیری کارهای شهرستانی را به اطلاع همشهریان می رساندند.

5-38 داشتن همراهانی بی توقع، از امتیازات زیبا و جالب آقای دکتر در ایام نمایندگی، داشتن دوستان و همراهانی بی توقع بود که شاید در طی مدت 12 سال، این جمع به طور نسبی هر 45 روز یکبار با دکتر جلسه داشتند و مسائل شهرستان را مورد مداقّه و تبادل نظر قرار می دادند، کسی از اینها (جمع حدود 20 نفره که اکثریت آنها با مدارک علمی کارشناسی و کارشناسی ارشد و رزمنده و جانباز که قابلیت انجام مدیریت های لازم را داشتند) دنبال منافع شخصی نبود و یا بخواهد از قِبَل نمایندگی دکتر، پلی بسازد برای پیشرفت مالی و موقعیت خود یا زمینه ی رانت خواری را برای خود و اطرافیان اش فراهم کند، نبود، این جمع بحمدا... سالم و بی ریا و بی منّت و صبور ماندند و همراهی با دکتر که زمینه ی خدمت به مردم بود را افتخار می دانستند.

5-39 دنبال کار موکلین رفتن، آقای دکتر از همان اوایل کار نمایندگی با یک برنامه ریزی مناسب، رفتن به روستاها، به مساجد محل، ادارات، موسسات، مدارس، دانشگاه ها، تکایا، حسینیه ها و... را در برنامه خود داشتند و حتی از رفتن به روستایی که تنها یک خانواده زندگی می کردند، دریغ ننمودند. یادم هست وقتی همراه ایشان در اولین دوره نمایندگی شان به نمکه رفته بودیم، ساعت سه عصر فصل تابستان بود و گرمای طاقت فرسا. هنگامی رسیدیم به آنجا، دیدیم مردم، زن و مرد، کوچک و بزرگ در مسیر جاده کمی دورتراز روستا به استقبال آمدند و با چه شوق و حرارتی دکتر را در آغوش گرفتند و می گفتند تا به حال از مسئولان والامقام، به ما سری هم نزدند! یا غروبی از کوه زر خارج شدیم تا به خورس برویم، جایی که شاید چند نفری زندگی می کردند ولی به علت ندانستن راه و تاریک شدن هوا، نتوانستیم برویم، آمدیم یزدان آباد و آنجا نماز مغرب و عشا را به امامت آقای دکتر خواندیم و در جمع و کنار مردم تا پاسی از شب ماندیم و ایشان درخواست های آنان را گوش می نمود و یادداشت می کرد تا پیگیری نماید... جالب این بود که دکتر هرجا می خواست برود با دبدبه و کبکبه وارد نمی شد، خیلی ساده و خودمانی و بی ریا می آمد، حتی در سفر به روستاهای دوردست با یک ماشین می رفت و بعضاً پیش می آمد که مدیران اجرایی، ایشان را همراهی می کردند و ماشین دومی در کار بود.

5-40 حضور در جمع عزاداران حسینی (ع)، دکتر در ایام عاشورا به خصوص از روز هفتم تا یازدهم محرم مقیّد بودند در دامغان باشند و در جمع عزاداران حاضر شوند و از فضای معنوی مراسم بهره مند گردند. سعی می کردند به اغلب روستاها بروند و بعضی مواقع هم با توجه به موقعیت، برای سوگواران، از حماسه حسینی (ع) صحبت می نمودند و هرگز در روستاها وارد مسائل شهرستانی و... نمی شدند و اعتقاد داشتند؛ فضای عزاداری باید در همان جایگاه رفیع عزاداری و ذکر مناقب و مصائب اهل بیت عصمت و طهارت (ع) باقی بماند.

امید آنکه ایشان همیشه موفق تر از گذشته باشند و ما هم بتوانیم چون ایشان و امثال ایشان زندگی کنیم. ان شاء ا...

   
   

نویسنده: جناب آقای رضایی

   
   

 

نظر شما درباره این مطلب

 

 نام و نام خانوادگی

 آدرس  ایمیل

 نظرات شما:

 

 
   

بازگشت

   
     

 

دامغان

 
 

فرهنگ مهدويت

 
 

در محضر ولایت

 
 

تاریخ دامغان

 
 

اسناد تاريخی

 
 

اماکن تاريخی

 
 

اماکن مذهبی

 
 

گویش دامغانی

 
 

شهرها و روستاها

 
 

جاذبه های طبیعی

 
 

سفرنامه های دامغان

 
 

خبرنامه نگاه جوان

 
 

مطبوعات و خبرگزاریها

 
 

دارالایتام امام سجاد

 
 

پیوندها 

 

> تبليغات



سفارش تبليغات:

0232-5253699


> لينکهای مربوط به اين صفحه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

copy right © 2008-2012 Tarikhaneh.com all right reserved .all graphics copy right by Tarikhaneh