|
مقدمه:
هرگز آن شب جمعه
عشق را فراموش نمي كنم، همان شبي كه با
جمعي از عاشقان حضرتش، مثل شبهاي جمعه
ديگر«دعاي كميل» را زمزمه مي كرديم و دل
را در زلال معنويت آقا شستشو مي داديم هر
وقت مي خواستيم، اوج ادب دوستانمان را به
امام زمان (عج) خويش بنگريم، زمزمه يا بن
الحسن(عج)، يا بن الحسن(عج) آنان ما را
لحظه اي از خود جدا مي كرد.
در آن لحظات با مولاي خود
مي گفتيم كه ؛ آقا جان ! چه خوب مي شد اگر
اين دلهاي پاك، اين زمزمه هاي عاشقانه و
اين ناله هاي درد آلود به اكسير وحدت
پيوند مي خورد و بزم عاشقي بر پا مي شد.
…
تا بيرق گرداني ديگر از
بسيجيان گردان هاي نور را براي مبارزه با
سياهي ها بر افراخته و در زير خيمة امام
زمان «روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه
الفداء» براي تعجيل در فرجش دعا مي نموديم
و قدمي در اين راه بر مي داشتيم.
داستان تشكيل
كانون جوانان تاريخانه
به
حقيقت،داستان عشق است، داستاني ست به
روايت جواناني كه مي خواهند با تاسي به
مقتدايشان ، در فضايي معنوي محبت و دوستي
را به دوستان خود هديه داده و با عملكرد
خويش لحظه، لحظه بر جمع دوستداران انقلاب
اسلامي و رهبري عظيم الشان آن بيافزايند.
امروز كه اين چند سطر را
براي شما خوانندگان محترم مي نگاريم سالها
از آن شب عزيز مي گذرد، اما هنوز هم با
همان شور و شعور، نواي كميل از گوشه گوشه
اين دفتر عشق به گوش ميرسد.
هنوز هم اوج لذت ما به ياد دولت مهدوي
بودن است. هنوز هم دلهامان به عشق فاطميون
مي تپد و از اين عاشقي در درگاه ايزد
متعال سر افرازيم.
آنجا كه طوفان حوادث ما را
در بر مي گرفت و مي رفت تا در تاريكي و
ظلمت شب راه را از بيراهه نشناسيم، آن
نوري كه ما را به راه حق هدايت مي نمود؛
شهاب اميدي بود كه از مشرق عشق،ازخيمة
غريب امام زمان(عج) برخاسته و درآسمان دل
ما روشن مي شد. تا ما هر چه داشته و داريم
از عنايات او بدانيم و سر تعظيم در مقابل
لطف و كرمش بر خاك ساييم.
اكنون
ازخداوند بزرگ مسئلت مي نماييم تا بيش از
هر زمان ديگر دل ما را به شناخت معارف اهل
بيت(ع) روشن ساخته و مراتب ارادت و
خاكساري اعضاي كانون جوانان تاريخانه را
به پيشگاه با عظمت قطب عالم امكان حضرت
امام زمان(عج) و نايب بر حقش مقام معظم
رهبري ابلاغ فرمايد. انشاء الله |