|
دامغان از جمله شهرهای ایران است که به
قدمت و تاریخ و باستانی بودن و مذهبی بودن
شهره عام و خاص است و به همین دلیل هم است
که دامغانی ها دیار از سفر روزگاران دراز
آمده خود را تکریم می کنند و به آن می
بالند. هکاتم پیلس ، صددروازه ، کومش یا
قومس و ده مغان از جمله نام هایی است که
شناساننده دامغان امروز به پویندگان حقایق
تاریخی بوده است شهری با ویژگی پایتخت
اشکانیان بودن و مرکز ایالت قرار داشتن و
پرجمعیت و آباد و غنوده در بستر سلسله
جبال البرز و دامن کشیده به پهنه گسترده
کویر ، بنحوی که با وسائط نقلیه امروز ظرف
حداکثر سه ساعت می توان زیبایی چشم گیر و
آبی آسمان دریای مازندران را از طریق
دامغان به سکوت عظیم و بیرنگی زمین کویر
مرکزی ایران پیوند داد. دامغان که در
بردارنده "حصار" دارای قدمت بیش از هفت
هزار سال و اولین مسجدی است که در سرزمین
ایران ساخته شده است (تاریخانه) از آن جهت
در خاطره ایام بخوبی موقعیت خود را حفظ
کرده است که مهد دین و اسلام و مناره های
بلند مساجد و آرامگاه امامزادگان عظیم
الشأن و علمای بزرگ می باشد. ما او را با
همه ویژگی هایش دوست داریم و برای جاوید
ماندنش هرگز درنگ نکرده ایم که درنگ را
خیانت درخصوص آن تلقی می کنیم.
در دوران
نمایندگی مردم دامغان افراد بسیاری از من
پرسیده اند که چرا شهر تاریخی ما آنچنان
که باید رونق ایرانگردی و جهانگردی
ندارد؟ و یا چرا "چشمه علی" مشهور ، جنبه
و امکانات تفریحی ندارد؟ و چرا توریست ها
شهر ما را پایگاه بازدیدهای خود قرار نمی
دهند؟ و از همه مهمتر چرا نباید آثار
مکشوفه از دامغان در "موزه" دامغان
نگهداری شود؟ و یا اینکه چرا ، اداره
میراث فرهنگی نداریم؟ بد نیست در این مجال
درخصوص این موارد توضیحاتی را مطرح نمایم.
1 ـ اصولاً بدلیل اهمیت تاریخی شهر
دامغان و آثار موجود در آن و بعضی از
روستاهایش در مدت نمایندگی اینجانب
مذاکرات ، مکاتبات و تذکرات فراوانی به
مسئولین ذیربط داده شده تا همه آنچه را که
مردم می خواهند در حد مقدورات در دامغان
داشته باشیم. بنابراین مسأله انعکاس
نیازها و پیگیری آن ها از سوی اینجانب
همواره مطرح بوده است.
2 ـ بدلیل کاهش حجم دولت در سازمان
میراث فرهنگی و گردشگری امکان توسعه
تشکیلات وجود ندارد و یا خیلی کم وجود
دارد تلاش فراوانی برای تبدیل نمایندگی
میراث فرهنگی دامغان به اداره میراث
فرهنگی صورت گرفت و حتی برای اینکه بهانه
ای نباشد که تشکیلات گسترده می شود تلاش
شد هفت پست مورد نیاز اداره از صرفه جویی
در پست های سازمانی سطح استان تامین شود
لیکن هنوز با این امر موافقت نشده است.
3 ـ برای موزه دامغان مدت ده سال است
تلاش می شود ولی با اینکه از دوره پنجم
مجلس موافقت موزه منطقه ای قومس صادر شده
لیکن بدلیل نداشتن یک مکان تاریخی تاکنون
پیشرفتی در این زمینه نشده است. در سفر
هیأت محترم وزیران به دامغان تصویب شد
کاروانسرای شاه عباسی که فعلاً نیروی
انتظامی در آن قرار دارد (ژاندارمری سابق)
جهت موزه تخلیه شود که تاکنون صورت نگرفته
است. در آخرین تلاش اینجانب از شورای شهر
دوم دامغان خواستم ساختمان شهرداری را (که
با تکمیل ساختمان جدید الاحداث به آنجا
منتقل می شود) به موزه دامغان ولو به طور
موقت اختصاص دهند که آنها هم موافقت
نکردند و آخرین خبر آن است که شاید در
اردیبهشت سال 87 در هفته میراث فرهنگی
موزه دامغان افتتاح شود و میراث دامغان از
زیرزمین ها و پستوهای بعضی از انبارها به
موزه آن منتقل شود.
4 ـ مسأله "گردشگری" از مسأله "میراث
فرهنگی" جداست لیکن در ارتباط با هم هستند
و گاهی هم مانعی برای هم. به عنوان مثال
چشمه علی دامغان هم مکانی میراثی است
(ساختمان داخل آب) و هم محلی تفریحی است.
و آن ها که برای تفریح می روند علاقمندند
دور استخر بنشینند و یا از آب استخر
استفاده کنند ولی آب ها مملو از خزه است.
می خواهند خزه را بکنند باید از بیل
مکانیکی استفاده کنند. اما میراث فرهنگی
می گوید تکان های شدید بیل مکانیکی ممکن
است پایه های قصر تابستانی میراثی را تکان
دهد و موجب خسارت به آن گردد. در نتیجه
مشکل خزه ها باقی می ماند می خواهند اطراف
استخر را برای بازدید تخلیه کنند اما بعضی
از مسافران رضایت نمی دهند که چای و ناهار
و... خود را در محوطه های دورتر از استخر
میل بفرمایند. اطراف آب می مانند و در
نتیجه محیط از زباله و... آکنده می شود و
آنگاه عده ای می نالند که چرا نظافت و
بهداشت نیست. در هر حال چشمه علی نه "شهر"
است که شهرداری آن را اداره کند و نه
"روستا" هست که شورای ده و دهیار داشته
باشد و چون در اختیار سازمانی است که هم
متولی میراث فرهنگی و هم متولی گردشگری
است و این دو هدف در این مکان ممکن است با
هم به راحتی قابل جمع نباشد لذا علیرغم
تلاش اینجانب در اختصاص بیش از دویست و
پنجاه میلیون تومان اعتبار هنوز طراحی آن
آماده نشده است هر چند اقدامات کمی صورت
گرفته لیکن ان شاء ا... با آماده شدن طرح
توسعه آن مشکلات کم می شود و "چشمه علی"
قدر خود را می یابد.
5 ـ برای تپه "حصار" معروف
در سال گذشته یک سمینار بین المللی در
دامغان تشکیل شد و مسئولین دارند برای
تبدیل آن به یک سایت موزه تلاش می کنند.
کاوش در مسجد تاریخانه هم بر عهده
پژوهشکده ای در سازمان میراث فرهنگی کشور
قرار داده شده است که نشان از توجه
مسئولین به اهمیت آن دارد و ان شاء ا...
مورد رسیدگی است.
6 ـ بعضی از اماکن تاریخی
ما هم هنوز متروک است. (مثل پیرعلمدار) و
باید اطرافشان تا اندازه ای تخلیه شود تا
بنای تاریخی بتواند خود را بنمایاند. برج
طغرل در مهماندوست و بقعه چهل دختران همین
وضعیت را دارند.
7 ـ بعضی از اماکن میراثی
دامغان جنبه مذهبی دارد (مثل امامزاده
جعفر و امامزاده محمد) این اماکن در عین
میراثی بودن جنبه مذهبی هم دارند و لذا هم
میراث فرهنگی و هم اوقاف (از طریق هیئت
امناء) در اداره آن ها موثرند و گاهی
توسعه و آباد کردن اطراف آن ها به
ناسازگاری اداری بین دو سازمان دولتی می
انجامد و کار را کند می کند و چون هر دو
سازمان دغدغه های خاص خود را دارند یعنی
میراث فرهنگی می خواهد که امامزادگان
تخریب نشوند و یا تغییر ساختمان ندهد
مداخلاتی دارد و هیئت امناء هم می خواهد
وقفیات را احیاء و کارهای مذهبی انجام دهد
و در نتیجه در توسعه امور عمرانی آن کندی
رخ می دهد و البته کمبود "پول" برای امور
میراث فرهنگی هم همواره وجود دارد.
اینجانب امیدوارم میراث
فرهنگی و گردشگری دامغان بیش از آنچه
تاکنون شده مورد عنایت مسئولین محترم و
علاقمند قرار گیرد تا خواسته های مردم
شریف دامغان برآورده شود و شهر ما در عین
پیشرفت صنعت و علم یادآور میراث آبرومند
گذشتگانمان نیز باشد و چنین خواهد شد.
|