| |
|
:: وب نوشت ـ به قلم دکتر
حسن سبحانی نماینده محترم مردم دامغان ـ
مورخ 24 تیر 86 |
|
|
| |
|
وب
نوشت ـ آخرین تاریخ بروز رسانی:
24
تیرماه 1386
|
|
|
| |
|
سازمان
میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری
استان سمنان دعوت کرده بود تا غروب روز
شنبه 23/4/86 در برنامه "شبی با دامغان"
در مجموعه کاخ سعدآباد شرکت کنم. با
اشتیاق این دعوت را که طی آن به بزرگداشت
دامغان پرداخته می شد پذیرفتم و رأس ساعت
30/18 در محل حاضر شدم که زمان آغاز
برنامه ها هم بود. از دوستان و علاقمندان
و دامغانی های مقیم در تهران و ایرانیان
غیر دامغانی هم در جلسه حضور داشتند.
مسئولین سیاسی ، فرهنگی و هنری استان و
شهرستان هم الحق و الانصاف از تجلیل قدمت
و آثار و ابنیه تاریخی دامغان چیزی فرو
گذار نکردند و دامغان تاریخی را بسیار
ستودند که کار درستی بود و هست و باید
باشد. در فرصتی که در پی تکرار شنیدن
حماسه ها و عظمت های موجود در شهر هفت
هزار ساله ای که "حصار" قدمت آن را بیان
می کند و روزگاری مرکز ایالت قومس بوده
است و به روایتی در یک زلزله حدود دویست
هزار نفر از مردم آن از دنیا رفته اند و
... دست داد به این مقوله می اندیشیدم که
این همه مجد و عظمت و افتخار موجود در
تاریخانه و چهل دختران و امامزاده محمد و
امامزاده جعفر و برج مهماندوست و تپه حصار
و چشمه علی و ... که مورد تجلیل است آیا
به خاک و آجر و خشت موجود در این بناها بر
می گردد و یا به انسان های بزرگی که کار
طراحی و ساخت و معماری و پایداری را در
این بناهای باشکوه به یادگار گذاشتند. به
عبارت دیگر آیا اینگونه نیست که هر گروهی
و هر فردی که به تجلیل از آثار تاریخی و
باستانی می پردازد در واقع به قدرشناسی و
سپاس از انسان هائی مشغول می شود که با
اندیشه و عمل خویش این مجموعه آثار را
بوجود آوردند و بدیهی است که چنین است و
بدین ترتیب در سفری به تاریخ این شهر
بسیار قدیمی صدها هزار انسان دارای عزم و
اندیشه و اراده را می دیدم که امروز از
طریق آثار تاریخی مصنوع خویش با مردمان
معاصر صحبت می کنند. درود بر آنان باد و
بر دستاوردهای درخشانی که علیرغم گذار
بانیان آن ها از دنیای فانی ، به درازای
تاریخ این مرز و بوم ماندگار شده اند و تا
نهایت تاریخ باقی خواهد ماند. و می اندیشم
که اگر انسان دارای اینهمه عظمت و مجد و
افتخار است که است و اگر ما آنقدر قدرشناس
و وفاداریم که قدر اندک تلاش ماندگاری را
در عمق دوران تاریخی جستجو می کنیم که
واقعاً هم چنین است پس چگونه است که در
مواردی قدر داشته ها و منزلت ها و شخصیت
ها و یافته ها و موهبت های امروز خود را
نمی دانیم و غافل از اندازه های فهم و درک
و تلاش و دستاورد هزاران جوان و مرد و زن
دامغانی که در اقصی نقاط این خاک گسترده و
این ارض وسیع به کار خلقت های ناب
مصنوعاتی مشغولند که هر کدامشان بلحاظ
درجه تمایز و مدنیت و استحکام و قوام قابل
مقایسه با گذشته های تاریخی نیستند بعضاً
به تولید یأس و حقارت و خود کم بینی در
بین خود دامن می زنیم؟ با خود می اندیشم
ملتی که قدر نعمت های مادی و انسانی
روزگار خویش را بدرستی نشناسد چگونه می
تواند از عهده سپاسگزاری از انسان هائی
برآید که در گذشته های تاریخی او روزگار
گذرانده اند و امروز جز یادی و نامی و
اثری ، چیزی از آنان به یاد و یادگار
نمانده است؟ هر چند تأملات من در این
زمینه ها معمولاً جز به حسرتی و غبطه ای
بر گذشتگان ختم نمی شود امّا همواره در پی
آنم که چنانچه قدر "امروز" خود را نشناسیم
آنان که فردا بعنوان فرزندان ما و دامغان
می خواهند به بزرگداشت ما بنشینند از چه
میراث و فرهنگی تجلیل خواهند کرد؟ زیرا
آنان که نقد حال را از دست بدهند و اخلاق
اجتماعی را در رابطه با همنوعان خود به
سخره بگیرند بطور طبیعی از بجا گذاشتن
میراثی معنوی که حضور در آن و یاد آن
آرامشی بر دلهای خسته بدهد و آن ها را با
یاد منویات پاک گذشتگان به سکوت و تقدیر
بنشاند محروم خواهند ماند. هرگز مباد که
بر ما چنین رود.
|
|
|
| |
|
حسن
سبحانی ـ تهران ـ 24/4/86 |
|
|
| |
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
| |
|
آرشیو وب نوشت |
|
|
| |
|
بازگشت |
|
|
|
|
|
سفارش تبليغات: |
|
5249400-0232 |
|
|
> لينکهای مربوط
به اين صفحه |
|
|
|
|
|
تعداد بازدید
کنندگان این صفحه |
|
|
|
تعداد کل بازدید
کنندگان از سایت |
|
|
|
|