همايش فرهنگ هفت هزار
سالهي حصار كه در دامغان برگزار ميشود،
با حضور باستانشناساني از ايران، روسيه،
فرانسه، ايتاليا و هندوستان ادامه يافت.
به
گزارش خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري
دانشجويان ايران (ايسنا)، عمران گاراژيان
ـ دانشجوي دكتري باستانشناسي ـ در سخناني
با عنوان فرآيند گذر از فرهنگهاي
كالكولتيك به برنز در شمال شرقي فلات
ايران به بررسي و مقايسهي تپه حصار
دامغان، تپهي برج نيشابور و تپهي قلعهخان
بجنورد پرداخت.
ليوبا كرتچو از كشور روسيه نيز دربارهي
تپه حصار و محوطههاي جنوب تركمنستان،
اظهار كرد: تپه حصار در ميان سايتهاي
باستاني ايران اهميت ويژهاي دارد و در
هفتاد
سال گذشته نيز پيچيدگي تمدن حصار یک تا حصار
سه
توسط اريك اشميت شناسانده شد.
وي
سپس مواد فرهنگي تمدن حصار و تمدن كشفشده
در جنوب تركمنستان را با هم مقايسه كرد.
سيامك سرلك ديگر سخنران اين نشست،
يافتههاي بهدست آمده در تپهي قليدرويش
و شادقليخان را معرفي كرد و به شباهتهاي
محوطهي باستاني دشت قم، سيلك و حصار
پرداخت.
در
پايان نشست سوم نيز حميد اماناللهي
دربارهي صنايع سنگي حصار از هزارهي دوم
تا چهارم سخنراني و بيان كرد: تحولات
مربوط به فنآوري و استفاده از سنگ بسيار
كند بودهاند، اما انسانها از هر فرصتي
براي پيشرفت در ابزارشان استفاده ميكردند
و در حصار نيز آثار ارزندهاي از استقرار
دهكدهها بهدست آمدهاند.
به
گزارش ايسنا، نشست چهارم همايش فرهنگ هفت
هزار سالهي حصار با سخنراني حسن فاضلي
نشلي ـ رييس پژوهشكدهي باستانشناسي ـ
آغاز شد كه فرآيند نوسنگيگرايي را در
فلات مركزي ايران بررسي كرد. وي در مقدمهي
سخنان خود گفت: انقلاب نوسنگي يكي از
مسائل مهمي بود كه در دههي هزار و
نهصد و سی توسط
گوردون چايلد مطرح شد؛ در انديشههاي او
چهار گزينهي اصلي يعني زندگي يكجانشيني،
كشاورزي، اهلي كردن حيوانات و گياهان و
توليد سفال مطرح شدند. ضمن آنكه
استقرارهاي نوسنگي در خاورميانه در مناطق
مختلف از جمله در رشتهكوههاي زاگرس
بودهاند.
او در ادامه به توضيح
كاوشهاي خود در سه دشت قزوين، تهران و
دامغان پرداخت و آثار بهدست آمده از اين
سه منطقه را با هم مقايسه كرد.
وي افزود: نوسنگيگرايي در
جبهههاي جنوبي البرز با وجود تشابه
جغرافيايي با دو محوطهي ديگر، مسير
متفاوتي پيدا كرده است و اين پژوهشها
نشان ميدهند كه ما در آغاز راه شناخت اين
تمدن هستيم.
ميشل كازانوا ـ
باستانشناس فرانسوي ـ به همراه صديقه
پيران ـ باستانشناس و از متخصصان حفاظت و
مرمت آثار ـ نيز بهصورت مشترك به ارايهي
توضيحهايي دربارهي ظرفهاي سنگي تپه
حصار، توليد، تيپولوژي و توزيع آنها از
هزارهي چهارم تا دوم قبل از ميلاد
پرداختند.
پيران توضيحهايي دربارهي
نحوهي ساخت اين ظرفها داد و نمونههاي
بهدست آمده در تپه حصار را با نواحي ديگر
مانند مصر مقايسه كرد.
كازانوا نيز با بيان
اينكه جنس ظرفهاي توليدشده در حصار
بيشتر از مرمر بوده است، بر تاثير شكل و
طرح اين ظرفها بر نقاط ديگر تاكيد كرد.
رافائل بيشونه ـ
باستانشناس ايتاليايي ـ نيز تحقيق خود را
با عنوان تپه حصار و نفوذ فرهنگي بلخ ـ
مرقانيه در اين همايش ارايه داد.
وي به معرفي انواع اشياي
فلزي كشفشده در حصار پرداخت و از جملهي
آنها به سرپوشها، تبرهاي دوسر با
نقشهاي حيواني، تروميتها، عصاها و
ظرفهاي مسي اشاره كرد.
بيشونه اظهار داشت: ما
شاهد بيشترين حضور فرهنگ بلخي ـ مروي در
تپه حصار، تورنگ تپه، شهداد و جيرفت
هستيم و بيشتر اشيايي كه اين ارتباط را
نشان ميدهند، در گورها كشف شدهاند.
در پايان اين نشست،
پروفسور شينده از هندوستان در سخناني با
تاكيد بر همكاري باستانشناسان هندي و
ايراني، بيان كرد: در هزارهي سوم پيش از
ميلاد نوعي ارتباط فرهنگي ميان ايران و
هند وجود داشت كه مدارك بسياري بر اين
ارتباط صحه ميگذارند.
وي سپس به تشريح تعدادي از
سايتهاي باستاني هند كه در آنها آثاري
شبيه به مواد فرهنگي حوزههاي تمدني ايران
از جمله حصار وجود دارند، پرداخت.