|
فروش اوراق مشارکت از سوی دولت در ماه های پايانی
هر سال، همواره از موضوعات مورد مجادله اقتصاد
ايران بوده است. در اين مکتوب،به آسيب شناسی و
تبيين چرايی های اين مجادله می پردازيم.
1 ـ گفته می شود دولت طرح های عمرانی
متفاوتی در امور مختلف از جمله آب ، برق،
راه ، آموزش و... دارد که برای تکميل و
بهره برداری نياز به اعتبارات مالی معينی
دارند و تامين آنها در ظرفيت بودجه ای
دولت نيست و به همين سبب ، دوره ساخت آنها
طولانی می شود. برای غلبه بر اين مشکل ،
دولت، مردم را به مشارکت در تکميل طرح های
موصوف فرا می خواند و مابه ازای مشارکت
مالی آنان را به صورت سود علی الحساب
معمولاً 17 درصدی ، که در مقاطع 3 ماهه
پرداخت و اصل و سود از سوی دولت تضمين می
شود. تعيين و مقرر می دارد.
2 ـ لحاظ مشارکت کسانی که با خريد اوراق مشارکت ،
آمادگی خود را برای به پايان بردن، احداث و راه
اندازی طرح های عمرانی دولتی اعلام می کنند. از
نظر منطقی ايجاب می کند خريدار اوراق، يکی از
سهامداران طرح تلقی شود و متناسب با سرمايه ای که
آورده ، پس از بهره برداری و سود آوری آن ، از سود
حاصله بهره مند شود و در عين حال صاحب سهم باقی
بماند. مگر آنکه اوراق مبنی بر سهامداری خود را
بفروشد. صاحب اوراق مشارکت، منطقاً نبايد انتظار
داشته باشد قبل از سود آوری طرحی که او سهامدار آن
است ، مابه ازای معينی در مقاطع 3 ماهه دريافت
کند؛ زيرا اصولاً سود و انتفاعی حاصل نشده است که
توزيع گردد و از آن گذشته ، دولت هم که سهامدار و
شريک او در طرح معينی است قرار است از محل منافع
طرح، پرداخت داشته باشد. اين قاعده سهامداری و
مشارکت است.
3 ـ لحظه ای تامل کنيم که دولت سود پرداختی به
خريدار اوراق مشارکت را در حالی که هنوز به بهره
برداری احتمالی از طرح سالها مانده است. از چه
محلی پرداخت می کند و توجيه اين پرداخت از جانب يک
شريک به شريک ديگر چيست؟ خريدار اوراق مشارکت در
چه طرح يا طرح هايي مشارکت کرده و سهامدار چه
ميزان از آنها شده است؟ اگر سود علی الحساب
دريافتی در مقاطع سه ماهه به ازای منافع حاصل از
زمان بهره برداری طرح است، در آن صورت اين سوال
مطرح می شود که سهم و حصه صاحب اوراق مشارکت در
اصل طرح يعنی در موضوع سرمايه گذاری تصاحب می کند؟
و بالاخره اگر بهره برداری از طرح اقتصادی نبود و
بازدهی سرمايه گذاری ای که زيانده بوده است. چيست؟
4 ـ اوراق قرضه که از سود بانکهای مرکزی و... در
نظامهای مبتنی بر بهره منتشر و با عنوان عمليات
بازار آزاد، يکی از ابزارهای سياست پولی قلمداد می
شود، با سازو کاری که در خصوص اوراق مشارکت ساری و
جاری است چه تفاوت ماهوی با اين اوراق دارد که
نظام بانکداری بدون ربا به آن عامل است؟ نکند ما
با استحاله مفاهيم از واژه های مختلف، اراده های
واحدی اراده می کنيم؟ سياستگذاران چه می گويند؟ |