|
خواجه بدرالدين دامغانی از شعرای قرن هفتم هجری
قمری محسوب می گردد. اطلاعات چندانی از وی در دست
نيست. قطعه شعر ذيل منسوب به وی است:
ای جان زندگانی چونی و چيست حالت روزم
به آخر آمد در حسرت وصالت
هر چند بی قرارم جسمم غلام
زلفت با آنکه تيره حالم جانم
فدای حالت
پر نور شدخميرم از آفتاب
مهرت روشن شد اندرونم از
پرتو جمالت
گيرم که در گذارم اين چيزها که گفتی
اين جورها که کردی هرگز کنم حلالت
بر رخ روانه گردد سيلاب اشک چشمم
هر گه که ياد آرم زان لطف چون زلالت
خورشيدوار سايد بر چرخ چارمين سر گر
بدر باز بيند ابروی چون هلالت
بيچاره هر سحرگه نالد بدرد
وگويد کای جان و زندگانی چونی
و چيست حالت
|