کانون جوانان تاريخانه مقدم بازديدکنندگان عزيز را گرامی ميدارد

 

دانشی که در جهان است را تنها در جهان میتوان يافت نه در کنج اتاق

   

:: شرحی بر شهادت امام علی(ع) صادق ترين ياور اسلام

   
 

 شب نوزدهم ماه مبارک رمضان است و امير المومنين (ع) افطار را ميهمان دختر عزيزش ام کلثوم است امشب دستهای پرمهر پدر گرد و غبار غريبی و تنهايی را که بعد از وفات پيامبر (ص) و شهادت صديقه طاهره (س) بر دل و جان بنی هاشم نشسته بود را پاک می کند آمده است تا اين آخرين لحظات را در کنار دخترش، همو که يادگار فاطمه (س) بود بگذراند. نه مثل هر دختر ديگر بلکه چونان دختر فاطمه (س) از پدر پذيرايی می کند سفره ای برای افطار آراسته کرده است تا برای اباالحسن (ع) که خسته از منافقان و کافران به ظاهر مسلمان است لحظه ای در اين خانه آرامش را فراهم آورد و خاک مظلوميت از چهره پدر بربايد ، ام کلثوم شادمان است چه عزتی والاتر از اينکه اميرمومنان(ع)  خانه او را به نور قدومش روشنی بخشيده است. اما اين زمان با همه وقت هايی که پدر به ديدار دختر می شتافت فرق می کند. علی(ع) لحظه ای رو به آسمان بر می دارد و با خدای خويش زمزمه های عاشقانه ای می سرايد مثل اين است که در ملکوت آسمان ها می بيند پيامبر (ص) و زهرا(س)  و خيل انبياء و ملائک چشم انتظار حضور اويند. آخر اباالحسن (ع) راه های آسمان را بهتر از زمين می داند، باب های بهشت را خوب می شناسد. و تاج سروری دو عالم را خدای عزّ و جل بر سر او نهاده است. نگاه علی(ع) باز هم به آسمان دوخته می شود و نجوای انا لله از لبان او به گوش می رسد. لحظه ای ديگر در کنار سفره افطار نشسته است. يک ظرف شير به همراه نان و نمک همه آن چيزی است که ام کلثوم برای اطعام پدر در سفره نهاده ولی امير المومنين (ع) می فرمايند : دخترم چه هنگام ديدی بر سر سفره علی دو نوع غذا باشد و امام نان و نمک را اختيار کرد. دختر هيچ پاسخی ندارد. همانا در سفره امير المومنين(ع) غذايي وارد می شود که فقرا و نيازمندان توان تامين آن مقدار را داشته باشند. و در اين شب البته فرازی بلند از زندگانی انسانی بزرگ شکل می گيرد و امير المومنين(ع) شب شهادت خويش را مشحون از درس های تکرار ناشدنی می نمايد. اين حال و هوا تا وقت سحر ادامه داشت هر چه به نماز صبح نزديکتر می شدند حالات امير مومنان (ع) پيش از بيش تغيير می کرد. آری ، ديگر مرغابی ها هم می دانند که وقت ملاقات خيلی نزديک است دل های آنان نيز پريشان شده از خدا می خواهند که امشب علی(ع) را از شر فتنه نامسلمانان نجات بخشد ولی شوق ديدار خدا و پيامبرش سرتاسر وجود عزيز علی(ع) را تسخير نموده است و هيچ حائلی نمی تواند ديدار علی(ع) و فاطمه (س) را به تاخير بياندازد.

شهادت حضرت امام علی(ع) تسليت بادفاطمه جان اين منم علی جانشين پيامبر(ص) همسر کوثر ، پدر حسنين و زينبين ، فاطمه جان قلب پاره پاره ام بزرگترين حجت است بر درد فراق تو چونان کشتی شکسته ای از دروغ و نيرنگ بَدان ، آرزومند آنم که در ساحل امن پيامبر (ص) و فاطمه(س) آرام گيرم. امير المومنين (ع) قيام می کند تا مثل هر شب اذان بگويد و نماز بگذارد حتی آويز درب خانه نيز دانسته است که اين رفتن، بازگشتی نخواهد داشت. پرندگان خانه پر و بال زنان آمده اند تا با همه ارادتشان به مولای خود بگويند علی جان نرو. امام علی(ع) مانند هميشه استوار و مصمم در راه خدا قدم بر می دارد. اين حيدر کرار است که در نهايت خشوع برای خدا روی بسوی مسجد کوفه نهاده است. جماعت مردم منتظرند تا مولای متقيان نماز بگذارد و آنان بدو اقتدا نمايند. علی(ع) تشنه شهادت است ، لقاء الی الله را سخت در آغوش گرفته ، همچون رسم ديرين ، خفتگان را برای نماز با مهر و عطوفتی بی نظير بيدار می سازد. اما خفته ای هست که دست مهربان علی(ع) نيز نتوانست او را از خواب ذلت و زبونی بيدار کند. اگر چه به ظاهر بيدار شد تا نيت پليدش را به انجام رساند. ابن ملجم نمونه انسان های پستی است که برای رسيدن به اميال شيطانی خويش از هيچ جنايتی فروگذار نمی کند و او همان شقی ترين افرادی بود که پيامبر(ص) به برادر خويش فرمودند: علی جان شقی ترين افراد ريش تو را به خون فرقت خضاب می کند. همام مستضعفان پای در محراب می نمايد ، محراب به پای او سجده می کند، نماز می بندد ، ملائک بوی عطر علی(ع) را در عرش خدا استشمام می کنند. فرشتگان مقرب فوج فوج آماده گرامی داشت ميهمانی عزيز هستند. اين شيطان انسان نمايي است که شمشير را برکشيد . ابن ملجم توان نداشت و او هم اگر ياعلی (ع) نمی گفت زبانه شمشير با نيت شومش همراهی نمی کرد. می گويند امير المومنين (ع) سر از سجده بلند می کرد که شمشير مرادی بر فرق مبارک آن حضرت فرود آمد. تصور کنيد اين شمشير چه بر سر مولای ما آورده بود. آه از آن لحظه که کبوتر عاشق قفس ها را می شکند و رو به سوی آسمان ها می گذارد. ضربت شمشير شايد بر فرق علی کارگر بود ولی نتوانست حتی برای يک دم قلب علی(ع) را بلرزاند. آری آن هنگام که شمشير خصم بر سر شير خدا نشست در محراب مسجد کوفه فرياد زد: «فزت و رب الکعبه» و آری به خدای کعبه امير مومنان رستگار شد. ولی داغ يتيمی برای هميشه بر دل های دوستداران حق و عدالت جای گرفت و منادی از عرش ندا داد. که به خدا قسم ارکان هدايت از اين واقعه منهدم گشت و امام عارفان در ماه ميهمانی خدا به ميهمانی پروردگار عالم شتافت و سلام خدا بر علی بن ابيطالب (ع) و فرزندان طاهرين او آن هنگام که متولد شدند آن  لحظه که برحمت حق پيوستند. و آن هنگامه عظيم که در روز قيامت با عزت تمام برانگيخته خواهند شد.     

 
   

بازگشت

   
         

 

دامغان

 
 

اماکن تاريخی

 
 

اماکن مذهبی

 
 

وضعيت جغرافيايی

 
 

جاذبه های توريستی

 
 

آب و هوا

 
 

گويش دامغانی

 
 

بادهای عجيب دامغان

 
 

 منوچهری دامغانی

 
 

آلبوم عکس

 
 

نشريه

 
 

عضويت

 
 

مطبوعات

 
 

فعاليتها

 
 

سرگرمی

 

> تبليغات



سفارش تبليغات:

5247076-0232


> لينکهای مربوط به اين صفحه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

copy right © 2000-2003 Tarikhaneh.com all right reserved .all graphics copy right by Iman Rafiei