کانون جوانان تاريخانه مقدم بازديدکنندگان عزيز را گرامی ميدارد

 

دانشی که در جهان است را تنها در جهان میتوان يافت نه در کنج اتاق

   

:: خاطرات انقلاب از زبان با سابقه ترین زندانی سیاسی استان ـ بخش دوم

   
    کویر : کانون (کانون جوانان مسلمان دامغان) را در چه سالی و چگونه راه اندازی کردید؟

حجت الاسلام و المسلمین معلی : کانون اسلامی جوانان دامغان روند خاصی داشت. این کانون در حدود سال 50 فعال بود ، با دستگیری ما نیمه فعال و سپس تعطیل شد و البته در زمان خودش بسیار تاثیر گذار و بدون اعوجاج بود و جوانان بسیاری را تربیت کرد که همگی به انقلاب پیوستند. برنامه هایی که در آن سالها اجرا می کردیم ، حتی اگر الان هم زمان به عقب برگردد ، مطمئناً به همان شکل اجرا می کنیم. وقتی برمی گردم به آن روزها نگاه می کنم کمتر در برنامه ها نقص بود ، ما تندوری مرسوم را نداشتیم با اینکه انقلابی بودیم هیچگاه بی فکری نمی کردیم و بدون فکر عملی انجام نمی دادیم. سعی می کردیم کارها را با روش و قدرتی خاص به سرانجام برسانیم. برای نمونه ، من از همان اول معتقد بودم اگر ما جوانها تنهایی هم دور هم جمع شویم خیلی زود کانون را جمع می کنند ، از این رو که می خواستیم حرکتمان گسترده و فراگیر باشد و بدون شک شهربانی تحمل نمی کرد. بنابراین خدمت آقا سید مسیح شاهچراغی رسیدیم و از ایشان خواستیم که سرپرستی کانون را به عهده بگیرند. ایشان پذیرفتند و همین باعث شد که یک شخصیت استوار شهر پشتیبان ما شود. نتیجه بعدی این حرکت این شد که حمایت آیت ا... دامغانی که در مشهد مقدس بودند را هم داشته باشیم چه ایشان با این دو برادر ، آقا سید مسیح و آقا سید طاهر شاهچراغی بسیار علاقمند بود.

کویر : حاج آقا ، روحانیون دیگر با این تشکیلات چگونه برخوردی داشتند؟

حجت الاسلام و المسلمین معلی : برخی از روحانیون آن زمان به نفی کانون پرداختند ، که بعضی از آنها اتفاقاً جایگاه رفیعی هم داشتند نظر ما این بود که به واسطه برنامه کامل و استواری که داریم آقایان به خاطر حفظ موقعیت خودشان به ما خواهند پیوست که البته چنین هم شد. البته عده دیگری از این عزیزان بودند که با ما همکاری موثری داشتند. که پرستیژ و نام آنها برای تشکیلات ما مفید بود.

کویر : اجازه می خواهم قبل از اینکه وارد بحث برنامه های گسترده در کانون شوم راجع به وضعیت دینداری جوانان و رغبتشان به دین و شرعیات بپرسم به اضافه اینکه درباره علت تمایل زود هنگام حضرتعالی به دین و مذهب و مبارزه توضیحاتی بفرمایید.

حجت الاسلام و المسلمین معلی : برای این که شما  و خوانندگان عزیز تصویر روشنی از وضعیت دینی جوانان آن زمان پیدا کنید ، لازم است چند خاطره از مشاهدات خود را از وضعیت سالهای 50 ذکر کنم ، گاهی که من به مسجد می رفتم جوان زیر بیست سال من یک نفر بودم ، اغلب چهل سال به بالا بودند ، روزی در وضوخانه مسجد جامع دامغان مشغول وضو ساختن بودم یک آقایی آمد و گفت : آقای معلی ، شما دیگر چرا ؟ گفتم : چطور مگر؟ گفت : چرا آمده ای مسجد ، پاسخش دادم که از شما بزرگترها یاد گرفتم ، پاسخ عجیبی به من داد ، گفت : از سن ما دیگر گذشته ، موقعیت ما جور دیگری است اما امثال شما الان باید بروید دنبال جوانی تان ... این یک نمونه از امر به معروف که نه ، در واقع نهی از معروف بعضی مسجدی های آن زمان بود!

باز یادم هست در مسجد کنار پیرمردی نماز می خواندم ، شنیدم بعد از نماز پیرمرد سر به سجده گذاشت و شاه را دعا کرد خاطرم هست آقا سید طاهر شاهچراغی روی منبر بود ، خطاب به مستمعان با عصبانیت گفت : «شما پامنبری های من به چه درد می خورید ؟! هیچ بخاری از شما بلند نمی شود ، نه تبلیغی ، نه حرکتی ، نه جوششی ! حرفهای من هدر می رود فقط یک نفر جوان در بین شما هست ...» از آنجا که کربلایی سید طاهر مبلغی بسیار اهل مطالعه بود ، کتب روز را مطالعه می کرد منتها کسی نبود که همه مطالب را برایش بازگو کند.

این توضیحات را دادم برای اینکه بدانید مساجد آن زمان خالی از جوانان بود. یک روز عصر هم با چند نفر در مدرسه حاج فتحعلی بیگ بودیم. منتظر قائم بود و سید علی اصغر شاهچراغی و... سید علی اصغر برای ادای نماز ظهر  و عصر به مسجد جامع رفت ، وقتی به مدرسه برگشت با تعجب خطاب به ما گفت ؛ «من یک جوان در مسجد دیدم » ما آن روز کلی خوشحال شدیم ، رفتیم کنار حوض و روبروی آن جوان قرار گرفتیم و منتظر شدیم تا بعد از نماز با او صحبت کنیم. بعد از اقامه نماز متوجه شدیم سربازی تهرانی است و از مریدان آقای کافی ، که به مهدیه می رفت ...

گاهی آقا سید طاهر شاهچراغی به شوخی مرا خامس آل عبا می نامیدند ، خودشان چهار نفر بودند ، «آقا سید مسیح ، آقا سید طاهر ، شهید سید حسن شاهچراغی و جناب آقا سید علی شاهچراغی امام جمعه محترم دبی» و به من می گفتند : خامس آل عبا ، تو هم بیا تا پنج نفر شویم... بله ، مساجد تا این حد خالی از حضور جوانان بود در صورتی که الان مساجد و تکایا مملو از جوان است. الان جلسات چند هزار نفری تشکیل می شود. با اینکه تعداد سخنرانان هم زیاد شده گاهی گویندگان ، وقت برای سخنرانی نمی دهند و می گویند نمی رسیم. جدیداً من رفتم مسجد جامع دامغان برای نماز مغرب و عشاء جمعیت انبوه جوانان را دیدم واقعاً فکر کردم مراسم خاصی است وقتی سوال کردم گفتند؛ هر روز و شب همین طور است. این نشان دهنده آینده خوبی است که پیش رو داریم.

کویر : برنامه های هفتگی تبلیغی کانون و شرایطی که جوانان آن زمان داشتند را تشریح کردید ، خود حضرتعالی پیشنهاد می دادید یا به صورت گروهی پیشنهاد می شد؟

حجت الاسلام و المسلمین معلی : برنامه های کانون را ما از قم می آوردیم. من و آقا سید حسن شاهچراغی در جلساتی که در قم برقرار می شد شرکت موثر می کردیم به قصد اینکه یاد بگیریم و برنامه های آنجا را برای دامغان الگوبرداری کنیم. در آن سالها هیچ برنامه تفریحی و جالبی برای اوقات فراغت جوانان در شهر ما وجود نداشت. بنابراین مطمئن بودیم اگر برنامه پرجاذبه ای را آن هم در محیط های مذهبی ارایه دهیم با استقبال بی نظیر قشر جوان روبرو خواهد شد. هدف ما جلب و جذب افراد جدیدی بود که تا به حال به مذهب گرایشی نشان نداده بودند. به عنوان نمونه به چند برنامه پر جاذبه که برای آن زمان جدید بود اشاره می کنم.

در سابق رسم نبود که جوانها خودشان سخنرانی کنند ولی ما در کانون می گفتیم افراد خودشان مقاله تهیه کنند و بخوانند. جوان می آمد برنامه اجرا می کرد ، دوستانش هم می آمدند برنامه او را می دیدند و جوان صاحب شخصیت می شد. مقالات را یک روز جلوتر می بردیم نزد حاج سید مسیح و می خواندیم تا مطابق و پیرامون تبلیغ اسلام باشد. بعدها پی بردیم برخی از مقالات را می شود به شکل نمایشی هم اجرا کرد. حتی جاذبه های مقاله ها را با گذاشتن نشانه هایی از همان مطلب چند برابر می کردیم برای زمان ارائه مقاله ها ده دقیقه ای گذاشته بودیم. که شنوندگان خسته نشوند. به اضافه اینکه فردی را از خارج شهر دعوت می کردیم برای مردم سخنرانی کند تا تازگی داشته باشد.

کویر : معمولاً سخنرانان را از چه شهرهایی دعوت می کردید ، اسامی آنها یادتان هست؟

حجت الاسلام و المسلمین معلی : بله افرادی از شهرهای قم ، شاهرود و از اطراف می آمدند و برخی طلبه های دامغانی هم که در تابستان به شهر خودشان باز می گشتند برای آنها برنامه می گذاشتیم اسامی که در خاطرم هست ، آقا سید رضا تقوی و نیز سید قاسم موسوی و از شاهرود آقای شفیعی می آمد و صحبت می کردند. همچنین در این جلسات آقای دکتر سید محمد ترابی که الان مشهور هستند می آمدند و در جلسات اولیه کانون صحبت می کردند. اولین بار ما تریبون گذاشتیم ، کمد کوچکی را برداشتیم رویش پارچه کشیدیم ، یک رادیوی قدیمی بزرگی را به عنوان بلند گو گذاشتیم خوب ، پایه میکروفن هم می خواستیم لاله های شمعدانی را به عنوان پایه میکروفن وصل کرده بودیم و به این شکل صدا بسیار خوب پخش می شد. گاهی در برنامه ها چند نفر با هم پشت تریبون می رفتند و کار تبلیغات را انجام می دادند، این برای مردم جاذبه داشت. در این جلسات توده های مردم شرکت داشتند و برنامه های جنبی بسیار خوبی برای مردم برگزار می شد که این مسأله ، دستگاه حکومتی و اطلاعاتی را دچار مشکل می کرد. تصمیم گرفتند ما و کانون را جمع و جور کنند به خاطر همین حمایت توده های مردمی.

کویر : آموزش قرآن هم در برنامه های کانون بود؟

حجت الاسلام و المسلمین معلی : بله ، یکی دیگر از فعالیت های ما در کانون بسیار مورد توجه قرار گرفت آموزش روخوانی قرآن بود. در آن زمان آموزش روخوانی طی یکسال و بنا بر تمرین مستمر بدون فراگیری هیچگونه قانون و قواعدی انجام می گرفت. ما آمدیم و برای کسانی که سطح سواد دبیرستانی داشتند در 15 جلسه ، روان خوانی و روخوانی قرآن گذاشتیم که الان این روش در کل کشور شناخته شده است. آن موقع این روش نبود وقتی به فردی می گفتیم 15 روزه قرآن را به شما یاد می دهیم برایش شگفت انگیز بود. در این کلاس که هم بزرگ و هم کوچک شرکت کننده اش بودند نیم ساعت را به قرآن و احادیث و باقی اش را به صحبت های مدون در باب معارف اسلامی البته با نگاه مبارزاتی می پرداختیم. و نهایتاً در آخر این کلاسها یک دوره معارف اسلامی مبتنی بر اصول و نگاه مبارزاتی گفته شده بود. البته طوری این کار را انجام می دادیم که برای ساواک قابل پیگیری نباشد. یعنی با تقیه و دو پهلو. همچنین با استعدادترین جوانان را از بین تعداد بی شمار داوطلب گزینش می کردیم و شاگردان اول و دوم و سوم را انتخاب می نمودیم. در پی افراد با استعداد بودیم و آنها را توسط کانالهای مختلف جذب می کردیم. خیلی از اوقات وقتی بچه ها تغییر می کردند مسبب تغییراتی در خانواده هایشان هم می شدند. این جزو یکی از برنامه های ما بود؛ اینکه از طریق بچه ها خانواده ها را تحت تاثیر قرار دهیم.

کویر : عکس العمل خانواده ها نسبت به این کار چگونه بود؟

حجت الاسلام و المسلمین معلی : خوب بود، ما به بچه ها راجع به احترام به پدر و مادر و مسائلی از این دست بسیار صحبت و سفارش می کردیم. خوب والدین وقتی می دیدند همان بچه ای که می بایست یک ساعت او را صدا بزنند تا از خواب بیدار شود حالا زودتر از او بیدار شده ، نمازش را خوانده ، درسش را پی گرفته ، علاوه بر همه اینها می گوید دیگر کاری ندارید انجام بدهم؟ تحت تاثیر فعالیتهای فرهنگی ـ مذهبی قرار می گرفتند.

کویر : جناب معلی ، راجع به تامین مالی این فعالیتها ، محل جلسات و مسئولان اصلی تدارکات گروه هم توضیحاتی بفرمایید.

حجت الاسلام و المسلمین معلی : تدارکات گروه ما با آقای مهدی امیدوار بود. بعد از مدتی تدارکات شکل ثابتی گرفت و افراد ، مبلغی ماهانه پرداخت می کردند، ابتدا محل برگزاری جلسات در خانه های اعضا دور می گشت اما پس از گذشت زمانی برای کانون ، محلی را اجاره کردیم ، آن هم در یکی از بهترین و اصلی ترین نقاط شهر. در میدان امام خمینی فعلی ، طبقه بالای مغازه آقای فرحزاد را در اختیار گرفتیم که البته درب ورودی آن در خیابان منتهی به مخابرات فعلی ـ در کوچه ای ـ قرار داشت. برای این بالاخانه صندلی تهیه کردیم و روز به روز بر کارهای جانبی کانون افزودیم.

کویر : در مراسم و جشن های دینی به چه صورت کار می کردید؟

حجت الاسلام و المسلمین معلی : اجازه بدهید یک مورد کار جالب گروه تدارکاتی را ذکر کنم ، در جشن های مختلف مثل حالا رسم نبود از مدعوین پذیرایی به عمل آید ما در جشن هایی که برگزار می کردیم به صورت خیلی منظم و حساب شده برنامه پذیرایی داشتیم. سعی می کردیم پیامهای اصلی خودمان را در همین برنامه های پر رفت و آمد به گوش شنونده های مورد نظرمان برسانیم شهربانی در مقابل چنین برنامه هایی نمی توانست به ما معترض شود. مردم می آمدند ما هم برنامه های خودمان را بسیار منظم و حساب شده اجرا می کردیم و آنها نمی توانستند هیچ کاری را انجام دهند. شرکت انبوه مردم در این جلسه ها و نحوه جذب سریع آنها به فعالیت های دینی دستگاه حکومتی و اطلاعاتی آن زمان را دچار مشکل می کرد تا جایی که تصمیم به تعطیلی این مرکز گرفتند.

کویر : به طور کلی دیدگاهتان در آن زمان نسبت به جوانان چگونه بود؟

حجت الاسلام و المسلمین معلی : در کانون به عقاید و نظرات جوانان و بچه های شرکت کننده توجه بسیار می شد. ما سعی می کردیم به بچه ها خط بدهیم ، آنها خود ادامه کار را پیگیری می کردند ما کار را به نام خود آن افراد به ثبت می رساندیم مثلاً برای اینکه کتابخانه ای تاسیس کنیم ابتدا پیشنهاد آن را می دادیم به محض اینکه یکی از افراد در مورد آن صحبت می کرد. پیشنهاد کتابخانه را به نام او مطرح می کردیم و در پایان خود او را به عنوان مسئول کتابخانه تعیین می کردیم و او با ذوق و انگیزه بیشتری کار را انجام می داد.

   
    ... ادامه دارد    
   

منبع : هفته نامه کویر

   
         
   

بازگشت

   
         

 

دامغان

 
 

اماکن تاريخی

 
 

اماکن مذهبی

 
 

وضعيت جغرافيايی

 
 

جاذبه های توريستی

 
 

آب و هوا

 
 

گويش دامغانی

 
 

بادهای عجيب دامغان

 
 

 منوچهری دامغانی

 
 

آلبوم عکس

 
 

نشريه

 
 

عضويت

 
 

مطبوعات

 
 

فعاليتها

 
 

سرگرمی

 

> تبليغات



سفارش تبليغات:

5249800-0232


> لينکهای مربوط به اين صفحه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

copy right © 2000-2003 Tarikhaneh.com all right reserved .all graphics copy right by tarikhaneh