|
بسیاری از علما وفات ایشان را در
سوم جمادی الآخر دانسته اند. برخی زندگی او را نود
و پنج روز پس از فوت پیامبر (ص) و بعضی هفتاد و پنج
روز دانسته اند. فاطمه زهرا (س) پس از رحلت پدر
دائماً در اندوه و اشک به سر می برد و شرح احوالش
را علی (ع) در نهج البلاغه به بهترین وجه بیان
کرده است. علی (ع) خطاب به رسول خدا (ص) می
فرماید: «بزودی دخترت تو را برای یاری کردن امت تو
بر غصب حق من و ظلم در حق او خبر خواهد داد. از او
بپرس غمهایی را که در سینه داشته و به کس نتوانست
گفت. آنها را خواهد گفت و خدا بر او حکم خواهد کرد
که خدا بهترین حکم کنندگان است.»
روایت کرده اند که فاطمه زهرا (س)
را بیماری شدیدی عارض شد که تا چهل روز ادامه پیدا
کرد. ایشان چون مرگ خویش را نزدیک دید، ام ایمن و
اسماء بنت عمیس را خواند و ایشان را گفت که
امیرالمومنین را صدا بزنند. آن گاه به علی (ع)
گفت: «من راهی سفر آخرتم و چندین وصیت دارم.»علی
(ع) بر بالین فاطمه (س) نشست و گفت: «ای دختر رسول
خدا ، فراق تو بر من بسیار ناگوار است و به خدا
سوگند که رفتن تو ، مصیبت رسول خدا (ص) را به من
تازه می کند ، اما از مرگ گریزی نیست. هر چه گویی
به جای خواهم آورد.»
فاطمه (س) گفت: «وصیت می کنم پس
از من امامه را به عقد خود درآوری که برای فرزندان
من چون من است. برای من تابوتی بساز ، آن گونه که
ملائکه برایم نقش کردند. دیگر آن که اجازه ندهی
کسانی که بر من ستم کردند و حقم را گرفتند بر
جنازه من نماز بگذارند و مرا در شب و پنهانی دفن
کن که کسی از جای دفن من آگاه نشود.» چون وفات
فاطمه زهرا (س) نزدیک شد به اسماء بنت عمیس فرمود
آبی بیاورد تا وضو بگیرد و به روایتی غسل کند. آن
گاه عطر خواست و جامه های نو طلبید و به اسماء
گفت: «جبرئیل در هنگام وفات پدرم از بهشت کافور
آورد و پدرم آن را سه قسمت کرد. یک قسمت را برای
خود کنار گذاشت ، قسمتی را برای من و بخشی را برای
علی (ع) آن کافور را بیاور که مرا به آن حنوط
کنند» آنگاه رو به قبله دراز کشید و به اسماء گفت
ساعتی صبر کند و چون او را صدا بزند پاسخی نشنود ،
علی را بطلبد. اسماء چنین کرد. مصیبت رحلت فاطمه
(س) بر علی (ع) و فرزندانش بسیار گران آمد. بارها
از علی (ع) شنیدند که می گفت: پس از تو خود را به
چه کسی تسلی دهم.
از خبر رحلت فاطمه زهرا (س) ،
مدینه عزادار شد. مردان و زنان ، گروه گروه به سوی
خانه آن حضرت می دویدند. علی (ع) و فرزندانش در
کنار جنازه نشسته بودند و گریستند و مردم از گریه
ایشان به گریه افتاده بودند و انتظار بیرون آمدن
جنازه را می کشیدند. ابوذر بیرون رفت و به مردم
گفت بیرون آوردن جنازه به تاخیر افتاده است و
مردمان پراکنده شدند. چون شب از نیمه گذشت علی (ع)
و حسن (ع) و حسین (ع) همراه با عمار ، مقداد ،
عقیل ، زبیر ، ابوذر ، سلمان ، بریده و گروهی از
خواص بر جنازه فاطمه (س) نماز خواندند و در همان
شب او را دفن کردند. علی (ع) در اطراف قبر او
قبرهای دیگری نیز ساخت و قبر او را با زمین هموار
کرد تا دیگران ندانند قبر او کجاست. بعضی گویند
قبر او در قبرستان بقیع است و برخی معتقدند بین
قبر حضرت رسول و منبر اوست، اما از همه صحیح تر
قولی است که می گویند آن حضرت را در خانه خود دفن
کرده اند. |