| |
|
اشاره: با گذشت نزديک به دو ماه از
برگزاری اولين جلسه تفسير قرآن کريم با
حضور امام جمعه محبوب دامغان و استقبال
پرشور جوانان عضو کانون از اين برنامه هر
هفته بر تعداد علاقمندان به شرکت در اين
برنامه قرآنی افزوده می شود.
مشروح درس تفسير هفتگی حضرت حجت الاسلام و المسلمين ترابی (امام جمعه محبوب
شهرستان دامغان) پيرامون سوره مبارکه يوسف (ع) که
در جمع اعضای کانون جوانان تاريخانه ايراد شد.
چهارشنبه 7/5/83 منزل آقای محمد بصيری
|
|
|
| |
|
|
|
|
| |
|
بسم الله الرحمن الرحيم |
|
|
| |
|
قبل از اينکه وارد بحث تفسير سوره يوسف
شويم ابتدا بايد مقدماتی را در خصوص اين
سوره ذکر کنيم، حضرت يوسف همه شرايط گناه
برايش فراهم بود، گناه با زنی که از لحاظ
وجاهت و موقعيت وضعيت خاصی در آن زمان
داشت ولی او تن به گناه نداد. |
|
|
| |
|
سوره يوسف تنها سوره ای است که همه آياتش
در مورد داستان حضرت يوسف(ع) می باشد بر
خلاف 25 پيامبر ديگر که داستانشان در قرآن
به صورت پراکنده آمده است. حضرت موسی(ع)
داستانش در 7 يا 8 سوره و در هر سوره بخش
هايي از آن آمده است. حضرت ابراهيم(ع) و
حضرت عيسی(ع) هم همينطور ولی حضرت يوسف در
يک سوره داستانش بيان شده است. 27 بار نام
يوسف(ع) در قرآن آمده که 25 بار آن در
همين سوره و 2 بار در سوره های ديگر ذکر
شده است. |
|
|
| |
|
دقت
در همه آيات الهی نشان می دهد قرآن در همه
زمينه ها معجزه است. حضرت موسی(ع) به
عنوان يک قهرمان تربيتی در مقابل قوم لجوج
يهود بيان شده است، بدترين قوم ها قوم
يهود است که نمونه اش در اسرائيل مشاهده
می شود. او يک تنه به ميدان می رود و با
فرعون زمان خود مبارزه می کند بدون هيچ
سلاحی، تنها با سلاح ايمان و اعتماد به
خدا که مهمترين سلاح برای انسان محسوب می
شود. |
|
|
| |
|
حضرت ابراهيم(ع) يک سوره به نامش نازل
شده، او به عنوان قهرمان توحيد است، بت
شکن است داستان مفصلش در سوره ابراهيم
آمده است. حضرت عيسی(ع) قهرمان زهد در
دنيا، بی ميلی به دنيا در حالی که هم
امکانات در اختيارش بود، حتی بزرگترين
معجزه اش که زنده کردن مردگان بود ولی از
دنيا هيچ نخواست او قهرمان زهد، بی ميلی و
بی رغبتی به دنيا بود. |
|
|
| |
|
داستان حضرت يوسف(ع) مربوط به قبل از
اسلام است و در تورات هم داستانش بيان شده
است. خداوند داستانش را در قرآن آورده تا
مشخص شود آنچه که واقعيت دارد همان است که
در قرآن بيان شده است اما در مواردی در
تورات هم آمده و ذکر شده است: |
|
|
| |
|
ابتدای اين سوره با حروف مقطعه شروع می
شود با «الر»، 29 سوره از قرآن با حروف
مقطعه شروع می شود. با «حم» ـ «الم» ـ
«حمعق» ـ «ص» ـ «ن» ـ «ق» و... در مورد
حروف مقطعه مفسرين بيانات زيادی دارند
شايد بهترين نکته اش اين باشد که خداوند
می خواهد بفرمايد اين قرآن که هيچ کس
نتوانسته است مثل آن بياورد از: الف، ب،
ت، ث، و...(حروف مقطعه) از همين حروف
تشکيل شده است. اين 28 حرف عربی در اختيار
همه هست، همه با همين حروف تکلم می کنند،
می نويسند ولی هيچ کس نتوانست از اين حروف
که در اختيار همه ادبا و دانشمندان و...
می باشد حتی يک آيه مثل قرآن بياورد، اگر
می توانستند اين جنگ ها را برپا نمی
کردند. وقتی نتوانستند مثل قرآن بياورند
از راه نظامی وارد شدند و آن جنگ ها اتفاق
افتاد البته با رهبری پيامبر پيروزی با
مسلمانان بود، پيامبر در جنگ ها جلو دار
بود و نزديک ترين فرد به صفوف دشمن خود
پيامبر بود. |
|
|
| |
|
يکی
ديگر از نکاتی که مفسرين پی بردند اين است
که در اين 29 سوره 24 موردش بعد از حروف
مقطعه بحث از کتاب و قرآن می شود. آيه بعد
از حروف مقطعه بحثش از قرآن است. اين قرآن
از اين حروف ساده تشکيل شده است. شما هم
اگر نمی توانيد مثل آن بياوريد پس قرآن را
بپذيريد، قرآن که کلام الهی است و برای
هدايت بشر آمده است. در همين سوره يوسف(ع)
هم بعد از «الر» آيه «تلک ايات الکتب
المبين، انا انزلناه قراناً عربياً لعلکم
تعقلون» آمده است. |
|
|
| |
|
اين
آب و خاک و زمين هم، در اختيار ماست
خداوند از اين آب و خاک صدها نوع ميوه با
مزه و رنگ و حجم و... مختلف به وجود می
آورد ولی ما با اين گل و خاک خيلی هنر به
خرج دهيم يک مجسمه، يک ظرف، کوزه يا ...
بسازيم ولی خدا از اين گل و خاک انسان می
آفريند. اين قدرت خدا است البته خدا به
بشر هم قدرت داده است ولی انسان بايد در
مقابل قدرت الهی تسليم باشد و سر تعظيم
فرود آورد. |
|
|
| |
|
حيات و قدرت و همه چيز خدا هم دائمی است
ولی حيات انسان زودگذر، انسان نه جوانی
خود را، نه زندگی خودش را، نه نشاط و نه
هيچ چيز خود را نمی تواند حفظ کند. اگر
انسان عاريتی داشته باشد به آن دل نمی
بندد و زود می تواند از آن دل بکند اگر ما
هم به دنيا نگاه اين چنينی داشته باشيم دل
کندن برايمان آسان خواهد بود. |
|
|
| |
|
اين
حروف مقطعه شايد مهمترين سرش همين باشد که
بيان شد شايد هم رمزی است بين خدا و
پيامبر که هيچ کس جز پيامبر(ص) به سر آن
پی نبرده است. |
|
|
| |
|
مساله ديگر که اخيراً مفسرين به آن پی
برده اند اين است که «الف» و «لام» و«راء»
که در اول اين سوره آمده است در اين سوره
زياد تکرار شده است. البته قرآن 70 بطن
دارد هرچه بيشتر مطالعه شود به مسائل
جديدتری پی می برند و هرچه از آن بهره
ببريم تمام شدنی نيست. |
|
|
| |
|
از
خداوند متعال برای بانيان اين جلسه آرزوی
توفيق می نمائيم. |
|
|