آیینه نظر ـ مصاحبه با جناب آقای دکتر حسن ذوالفقاری

دکتر حسن ذوالفقاریس: کلمه ضرب المثل از کجا پیدا شده و چرا معادل فارسی برای این کلمه پیدا نکرده ایم؟
ضرب المثل همان طور که از شکل و شمایلش پیداست کلمه ای عربی است. ضرب به معنی زدن است، زدن یک مثل، و البته مثل معانی متفاوت و مختلفی دارد، مثل زدن به معنای داستان است. مثل و داستان تقریباً معنای مترادفی دارند ولی آنچه که ما به شکل رایج در زبان خودمان، و در فولکلور و ادبیاتمان به عنوان ضرب المثل می شناسیم، همین است که به این صورت معروف شده است. البته گاهی این را با حکم هم معنا می کنند و به آن امثال حکم می گویند.
س: حد و مرز حکمت ها و مثال ها کجاست؟
مثل جمله ای است که زیر ساختش یک اندرز و یا یک حکمت است، شاید هم یک تجربه من روی تجربه بیشتر تاکید می کنم. چون مثل های ما حاصل تجربیات گذشتگان و عصاره فکر آنهاست. در مثل ها، شما یک سری عوامل ادبی هم می بینید مثلاً اغلب ضرب المثل ها دو معنی هستند. «بمیر و بدم» بنابراین ضرب المثل ها به لحاظ ادبی قوی تر است، ولی حکمت ها جملاتی است عمیق و پر مغز ولی فاقد تجربه های مردمی و ممکن است از منابع دینی وارد شده باشد
س: چه زمانی و چه کسانی به این فکر افتادند که ضرب المثل گردآوری کنند؟
مثل ها حکمت های تجربی مردمند. طبعاً باید بگوییم از وقتی که انسان پیدا شد این نوع جملات معروف و مشهور هم میان مردم رواج پیدا کرد که یکی از ابزارهای زبانی برای انتقال پیام است و برای ایجاد ارتباط در تمام زبان ها چنین مثل هایی را داریم که برخاسته از دل مردم است. ولی متاسفانه کسی به فکر تدوین و جمع آوری اینها نبوده است. همچنان که در سایر مقولات ادب عامیانه هم این چنین بوده و هیچ وقت کسی به فکر جمع آوری و ثبت آنها نیست و تنها عامل انتقال داستان ها و افسانه ها به نسل های بعد، همین پدربزرگ ها و نقادان بوده اند.
س: الان هم ضرب المثل ساخته می شود؟
بله، البته نسبت به گذشته کمتر در زمان گذشته ارتباط شفاهی بیشتر بود ولی امروزه ارتباطات شفاهی کم رنگ تر شده. نسل ما نسلی نیست که از ضرب المثل ها استفاده کنند ولی الان هم گاهی ضرب المثل هایی ساخته می شوند و مادر حوزه آموزش ازاین ضرب المثل زیاد استفاده می کنیم. مثلاً می گوییم «املاء، ننوشته، بیسته» این یک ضرب المثل امروزی است که در گذشته سابقه نداشته، ولی اینکه به سرعت ساخته می شود و یا فراگیر شود، نمی شود.
س: نقش مثل ها در فرهنگ ملت ها چیست و چگونه می تواند حافظ فرهنگ و یا منتقل کننده فرهنگ آنها باشد؟
اگر بخواهیم فرهنگ را تجزیه بکنیم تا ببینیم از چه عناصری ساخته شده است، باید بگوییم بخشی از آن، فرهنگ شفاهی مردم است و اگر فرهنگ شفاهی را باز تجزیه و ریز بکنیم، یکی از زیر شاخه های آن مثل است هر ملتی که مثل های زیادی داشته باشد معلوم است که از پیشینه و دیرینه و از فرهنگ پربارتری برخوردار بوده است. مثل در واقع یک نوع چاشنی کلام هم بر خورداراست وقتی صحبت می کنیم اگر خیلی عادی ارتباطش را برقرار کنیم اقناع می شویم و لذت می بریم و پیامی نیز منتقل می شود.

بازگشت

 

copy right © 2008-2010 Tarikhaneh.com all right reserved. all graphics copy right by Tarikhaneh