کانون جوانان تاريخانه مقدم بازديدکنندگان عزيز را گرامی ميدارد

 

دانشی که در جهان است را تنها در جهان میتوان يافت نه در کنج اتاق

   

:: شرحی بر احوالات فرهيختگان و  مشاهير دامغانی ـ پهلوان حسن دامغانی

   
   

پهلوان حسن دامغانی از جمله وزرای سربداری است که پس از قتل خواجه لطف الله دهمين امير سربداری به حکومت رسيد. استاد عبدالرفيع حقيقت در کتاب «تاريخ جنبش سربداران» ذيل مبحث دوره فرمانروايي پهلوان حسن دامغانی به تفصيل به معرفی شخصيت وی پرداخته است که به فرازهايي از آن اشاره می گردد:

پس از قتل خواجه لطف الله دهمين امير سربداران، پهلوان حسن دامغانی خود را امير خواند. ولی به علت ناسپاسی و خيانتی که به پسر امير وجيه الدين مسعود باشتينی کرده بود، شيخيان جوريه بر ضد او قيام کردند و رئيس ايشان درويش عزيز مجدی در طوس با پهلوان حسن به مخالفت پرداخت و قلعه طوس راگرفت. پهلوان حسن به استمالت درويش عزيز رفت و چند خروار ابريشم به وی بخشيده و او را به احترام به عراق روانه داشت.

در اين موقع يکی از مريدان درويش عزيز يعنی خواجه نجم الدين علی مؤيد که در دامغان حکومت داشت، بر ضد پهلوان حسن دامغانی خروج نمود و دامغان را از دست گماشتگان پهلوان حسن دامغانی گرفت. وی يکی از کسان خود را به اصفهان نزد درويش عزيز مجدی فرستاد و درويش عزيز را به خراسان آورد. و با اين عمل  بر عدد اتباع خود افزود و اهميتی پيدا کرد. بعد از کشته شدن طغاتيمور خان آخرين ايلخان خراسان و جرجان، يکی از نوکرزادگان او که امير ولی پسر شيخ علی هندو نام داشت به شهر نسا گريخت و به وسيله وصلت با دختر امير شبلی جانی قربانی حکمران آنجا بتدريج صاحب اسم و رسم شد و به جرجان(گرگان) آمد و اتباع پدر خود را دور خويش جمع کرد و استرآباد را از دست حاکم سربدار گرفت و متصرف شد و بعد شهرهای بسطام و دامغان و فيروزکوه را از قلمرو سربداران منتزع ساخت. بدين قرار سربداران ناحيه های مهم گرگان و  کومش را در مغرب از دست دادند. امير ولی سپاهيان پهلوان حسن دامغانی را شکست داد و خود او نيز که به جلوی امير رفته بود منهزم شد و بيشتر لشکريان شکسته او در خدمت خواجه علی مؤيد داخل شدند. در اين موقع خواجه علی مؤيد خالی بودن سبزوار پايتخت سربداران را از سردار و سپاه کافی مغتنم شمرد و به آن شهر وارد شد و بر آنجا استيلا يافت، و به تعزيت ميرزا لطف الله ، که بدست پهلوان حسن دامغانی کشته شده بود قيام نمود. در اين ميان همراهان پهلوان حسن دامغانی را از طرفی به تعرض اهل و عيال ايشان تهديد و از طرفی ديگر به تقسيم خزاين پهلوان حسن تطميع نمود. ايشان هم به اين لحاظ سر پهلوان حسن را بريده پيش خواجه علی مؤيد آوردند و حکومت پهلوان حسن دامغانی پس از چهار  سال در سال 766 هجری پايان گرفت. در دوره اميری او طوس نيز از حوزه متصرفات سربداران منتزع گرديد. ميرخواند درباره قيام جناح تندرو جنبش سربداران به رهبری درويش عزيز مجدی بر ضد پهلوان حسن دامغانی می نويسد:

درويش عزيز مجدی از درويشان شيخ حسن جوری بود، در گذشته نيز (سرفتنه داشت) وی از بيم يکی از حکام سربدار به عراق گريخته بود. در دوره اميری پهلوان حسن دامغانی به مشهد مقدس بازگشت و در ظاهر به طاعت و عبادت مشغول گشته خلقی کثير گرد وی جمع آمدند. درويش عزيز با همراهی و همکاری مردم، قلعه طوس را تسخير کرد. پهلوان حسن دامغانی پس از شش ماه به طوس رفت، قلعه طوس را محاصره کرد و آخر قلعه را از چنگ درويش عزيز بيرون آورد. به طوری که ميرخواند تصريح کرده است پهلوان حسن دامغانی (درويش عزيز را ملامت کرده و چند خروار ابريشم به او داده گفت که: در خراسان مباش و درويش عزيز به جانب عراق توجه نمود.) ميرخواند می نويسد: در ايام فرمانروايي پهلوان حسن دامغانی (طايفه ای از بازرگانان رخوت و اقمشه يزد به خراسان می آوردند وچون به قلعه دستجردان رسيدند کوتوال قلعه مجموع اموال ايشان را به ستم ستانده ، تجار پيش پهلوان حسن دامغانی آمدند استغاثه کردند، خدمتش با دو سه هزار سوار به در قلعه رفته کوتوال را کشته مجموع آن مالها را بی نقصان به بازرگانان تسليم نموده نگذاشت که موازی فلسی را کسی متصرف شود.) بر اثر تبليغ طرفداران جناح تندرو در اطراف و جوانب متصرفات سربداران مردم بر ضد پهلوان حسن دامغانی برخاسته بودند. از آن جمله خواجه علی مؤيد بود که در دامغان يعنی زادگاه پهلوان حسن دامغانی علم مخالفت برافراشت و امير نصرالله کهستانی را که پهلوان حسن دختر او را می خواست به ياری جمعی گرفته محبوس گردانيد. چون شب درآمد با او گفت که: (من تو را پنج خروار ابريشم می دهم به شرطی که از اين ولايت بروی.) و اگر در رفتن اهمال کنی کشته خواهی شد. امير نصرالله از بيم جان در يک شبانه روز سی فرسنگ راه قطع کرده به طرف سمنان و ری رفت. پس آنگاه خواجه علی مؤيد ، محمد رضا نامی را به بشارت انتصاب وزارت خود در آينده به اصفهان فرستاد و درويش عزيز را به دامغان آورد و گروه شيخيان و طرفداران جناح افراطی بيش از پيش افزايش يافته و متحد شدند.

دولتشاه می نويسد: پهلوان حسن دامغانی بعد از هزيمت از استرآباد به محاصره قلعه شقان (در اسفراين) رفته بود که جمعی در آنجا بر ضد او عصيان کرده بودند. در اين موقع گروهی از افراد لشکر پهلوان حسن دامغانی که پس از جنگ با اميرولی گريخته بودند به آوازه خواجه علی مؤيد به دامغان رفتند، و او را به سبزوار دعوت کردند، و او با دو هزار سوار دو اسبه باتفاق درويش عزيز مجدی عازم سبزوار گرديد. آنان شب طی طريق می کردند و روز مخفی می شدند بدين ترتيب به حوالی سبزوار رسيدند. صبحگاهی که دروازه سبزوار را گشودند خواجه علی مؤيد و درويش عزيز و ياران همراهشان به سبزوار وارد شدند. در اين هنگام مردم سبزوار می پنداشتند که پهلوان حسن دامغانی و لشکريان او به سبزوار وارد شده اند، و دعا می کردند که : (آفتاب دولت خواجه حسن به کوه پيوسته باد، و بابا شمس مسکين می گفت که: حسن به علی مبدل شد) آنگاه مردم سبزوار متوجه شدند که آن گروه ياران . طرفداران درويش عزيز مجدی و حواجه علی مؤيد می باشند. خواجه علی مؤيد نقاره به نام خود زد و خواجه يونس سمنانی را که وزير پهلوان حسن دامغانی بود به بهانه خونخواهی قتل ميرزا لطف الله بردار کرد و مراسم عزاداری بر اميرزاده لطف الله که به دست پهلوان حسن دامغانی کشته شده بود برقرار ساخت. به طوری که دولتشاه تصريح کرده است، خواجه علی مؤيد مکارانه نامه ای به سربداران همراه پهلوان حس دامغانی نوشت.

پهلوان حسن دامغانی در شقان بود که نامه خواجه علی مؤيد به سرداران سپاه رسيد. آنان بی درنگ پهلوان حسن دامغانی را دستگير ساختند. پهلوان حسن چون دانست که کار از دست رفته است. سرداران خود را التماس کرد که : مرا زنده به نزد درويش عزيز مجدی رسانيد که من با او نيکوئی کرده ام. سرداران مجال سخن گفتن برای او باقی نگذاشته اند و اشاره کردند تا فخرالدين غلطانی سر پهلوان حسن دامغانی را از تن جدا کرده آنگاه یرداران سر او را به سبزوار بردند و به درويش عزيز مجدی و خواجه علی مؤيد تسليم کردند. ميرخواند می نويسد: هنگامی که سرداران سپاه سر پهلوان حسن دامغانی را به سبزوار بردند درويش عزيز مجدی اظهار ملال نموده خطاب به خواجه علی مؤيد گفت: بی مشورت من چرا او را کشتی؟ که او در ذمه من حقوق بسيار داشت. خواجه علی عذرخواهی او نموده گفت: کار حکومت و مملکت گيری آزرم برنتابد.   

   
   

بازگشت به صفحه فهرست

   
         
   

بازگشت

   
         

 

دامغان

 
 

اماکن تاريخی

 
 

اماکن مذهبی

 
 

وضعيت جغرافيايی

 
 

جاذبه های توريستی

 
 

آب و هوا

 
 

گويش دامغانی

 
 

بادهای عجيب دامغان

 
 

 منوچهری دامغانی

 
 

آلبوم عکس

 
 

نشريه

 
 

عضويت

 
 

مطبوعات

 
 

فعاليتها

 
 

سرگرمی

 

> تبليغات



سفارش تبليغات:

5247076-0232


> لينکهای مربوط به اين صفحه

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

copy right © 2000-2003 Tarikhaneh.com all right reserved .all graphics copy right by Iman Rafiei