اعتياد يعنی خوگرفتن و وابسته شدن جسمی‌، روانی و عصبی فرد به مواد مخدر كه ترك يا فرار از آن ناممكن و يا بسيار مشكل است

 تاریخچه مواد مخدر در ایران؛ جغرافیای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مواد مخدر

آنچه در پي مي آيد بخشي از مقاله بلندي است كه در كتاب «ژئوپليتيك مواد مخدر» از انتشارات معاونت آموزش نيروي انتظامي آمده است؛ كتابي كه در سال 1386 به چاپ دوم رسيد.
در اولين بخش از گزيده هاي اين كتاب، سرهنگ ستاد «علي غنجي» نويسنده اين مقاله، به طور مستند تاريخچه اي اجمالي از مواد مخدر در كشورمان را به نگارش درآورده است.

تاريخچه موادمخدر و اعتياد در ايران
همان طوري كه گفته شد شناخت موادمخدر در جهان، سابقه اي بس طولاني دارد. به شهادت تاريخ، رواج دهنده اين مواد در ايران عوامل انگلستان بودند كه در عصر صفويه راه هاي كشت خشخاش و استفاده از ترياك را رواج دادند؛ به نحوي كه ابتدا به دربار صفويه راه يافت و بعداز آلوده كردن شاهان و شاهزادگان و درباريان صفوي به درون مردم سرايت كرد و نحوه گسترش آن به قدري وسيع و سريع بود كه بعداز گذشت زماني كوتاه تبديل به اپيدمي شده و درون قهوه خانه ها به صورت رسمي به عنوان تفنن استعمال مي شد.
نكته قابل توجه اين كه در دوران صفويه، ترياك به صورت خوردن حب يا شربت هاي مخصوصي به نام كوكنار (جوشانده خشخاش) معمول بوده و از كشيدن ترياك ذكري به ميان نيامده است. طبق نقل سياحان و مورخان، شاه طهماسب صفوي و شاه عباس كه تا اندازه اي به مضار اين مواد پي برده بودند، دستورات، قوانين و مجازات هايي را جهت منع مصرف مواد مخدر وضع كردند ولي در اين امر موفقيت چنداني نيافتند. اساساً استفاده از ترياك تا زمان تشكيل دولت صفويه (790 تا 8114 ه.ق) رواج چشمگيري نداشت. عواملي كه سبب اشاعه اعتياد به ترياك در عصر صفويه شد عبارتند از:
1- با توجه به همزماني تشكيل كمپاني هند شرقي با اوائل تشكيل دولت صفويه و فعاليت اين كمپاني در توليد و قاچاق ترياك به چين، ايران و برخي كشورهاي ديگر كه سرانجام منجر به جنگهاي ترياك بين انگليس و چين شد، اين كمپاني و عمال فرومايه داخلي آن در معتاد كردن ايراني ها نقش فراواني داشت. بنابراين سياست استعمارگران، انگليس را در اشاعه اعتياد ايرانيان در اين عصر بايد مهمترين عامل تلقي كرد.
2- در آن زمان كه علم پزشكي و داروسازي پيشرفت نكرده بود، گرايش مردم به مصرف ترياك براي تسكين دردهاي خود زمينه ساز اعتياد به شمار مي رفت، زيرا ناآگاهي مردم از زيان هاي جسماني و رواني ترياك و عدم توجه آنها به اينكه تسكين دادن درد و علاج نكردن منشا بيماري موجب كمون و مزمن شدن بيماري مي شود باعث مي شد كه بيمار درد را با ترياك به طور موقت تسكين دهد و درپي تكرار مصرف آن معتاد شود، غافل از آنكه علاوه بر معتاد شدن بيمار، مرض هم، همچنان سير پيشرفت خود را طي مي كند.
3- در عصر موردنظر، مراجع تقليد مصرف ترياك را بر خلاف مصرف الكل حرام اعلام نمي كردند، چرا كه در آن روزگار زيان هاي ترياك كشف نشده و از سويي فايده تسكين بخشي مصرف آن شناخته شده بود.
با توجه به اين مطالب، مصرف ترياك نه تنها در جامعه شيعه ايران قبح و حرمتي نداشت، بلكه دست قوي استعمار به منظور تباه كردن نيروهاي جسمي و فكري مردم به اشاعه اعتياد چنان دامن زد كه اعتياد به ترياك دربين درباريان هم رواج يافت و حتي برخي عالم نماها هم ترياك مصرف مي كردند و استعمارگران كه خواستار بي قيدي، بي تحركي و عدم احساس مسئوليت افراد در قبال مسائل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و حتي استقلال كشور بودند، با حربه اعتياد به ترياك بدون نياز به لشگركشي توانستند بر امور ايران مسلط شوند.
4- در آن زمان روش معالجه علمي و بهداشتي براي نجات معتادان وجود نداشت و مواد افيوني جسم و جان آنها را تسخير مي كرد و تا نابودي و فنا، گريبانگير آنها بود. بنابراين افرادي هم كه تفنني ترياك مصرف مي كردند در اندك زماني به جرگه معتادان مي پيوستند و به شمار آنها مي افزودند.
    
 نقش قاجار و پهلوي در گسترش مواد مخدر
در زمان حكومت قاجار با حيله انگليسي ها بسياري از مزارع كشت گندم و ديگر محصولات مفيد زراعي به مزارع كشت خشخاش اختصاص داده شد و خريد و فروش مواد مخدر رواج يافت، به نحوي كه روز به روز درآمد شاهان و درباريان وقت، از داد و ستد ترياك افزايش يافت و اساس خريد و فروش آن در انحصار دولت درآمد.
از آنجا كه صدور مواد از خاور دور به نقاط مختلف جهان بايستي از ايران و تركيه صورت مي گرفت، لذا در گسترش اعتياد در اين مناطق نيز اهتمام وافر به عمل آمد.
در اين ميان ناآگاهي و پايين بودن رشد فرهنگي جامعه نيز عامل موثري در جهت بهره برداري استعمارگران براي گسترش كشت خشخاش و اعتياد به ترياك گرديد، به طوري كه پزشكان انگليسي و حكيم باشي هاي وابسته، ترياك را به عنوان داروي موثر براي درمان بيماري هاي مختلف همچون سردرد، دندان درد، گوش درد و... معرفي و تجويز مي كردند و چندي نگذشت كه اين ماده مخدر به صورت دارويي خانگي در هر خانه و كاشانه اي راه يافت.
گردانندگان اين تجارت خانمانسوز، به منظور كسب منافع افزون تر و آلوده ساختن بيشتر جامعه با وضع قوانين مختلف به تشويق و ترغيب مردم به استعمال ترياك پرداختند و براي مصرف هر چه بيشتر آن جايزه تعيين كردند. به طوري كه در دوازدهم ربيع الاول سال 1329 هجري قمري دولت وقت، قانوني را جهت رشد و گسترش و تشويق كشت و فروش ترياك و مصرف آن تدوين كرد. ماده دوم اين قانون، آشكارا مردم را به ترياك كشي دعوت مي كرد و بيان مي داشت: «]دولت[ سوخته ترياك را با قيمت مناسبي از دودكنندگان مي خرد و براي هر مثقال سوخته سه عباسي حق الزحمه داده مي شود.»
به بهانه افزايش درآمد كشور، هر روز بر شمار معتادان اضافه گرديد و اداره انحصارات تشكيل شد و در سراسر ايران شعباتي داير كرد و هر كجا شعبه اي نداشت، پاسگاههاي انتظامي چنين وظيفه اي را عهده دار شدند.
بدين ترتيب روز به روز مسئله قاچاق مواد مخدر و اعتياد مردم به آن، گسترش بيشتري يافت و در حكومت پهلوي به اوج خود رسيد، به نحوي كه خاندان آمريكايي شاه، خود رهبري قاچاق مواد مخدر و اشاعه آن را در سطح جامعه به عهده گرفتند. به موجب شواهد و مدارك دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل متحد( در اوائل دهه 1960)، خاندان پهلوي فعاليت هاي مربوط به قاچاق مواد مخدر را در ابعاد وسيع به همراه سرمايه گذاري هاي چند ميليون دلاري به انجام رساندند. ميلياردها دلار ترياك از طريق افغانستان و تركيه خريداري مي شد كه قسمتي از آن به طور خام در بازار داخلي ايران به فروش مي رسيد و قسمت ديگري در لابراتوارهاي مخفي تهران به هروئين تبديل شده و علاوه بر عرضه در بازارهاي داخلي، در خط توزيع شبكه بين المللي قرار گرفته و به اروپا و آمريكا مي رفت.
در طول اين مدت براي خاموش ساختن اعتراضات مردم، گاهي سخت گيري ها و محدوديت هاي ظاهري و ممنوعيت هايي نيز اعمال مي شد كه در حقيقت نوعي تصفيه رقباي رژيم، در امر مواد مخدر به حساب مي آمد و در همين زمينه، تبليغات مفصل و گسترده اي نيز از سوي رژيم و قدرت هاي جهاني در ارتباط با اقدامات بين المللي مبارزه با مواد مخدر صورت مي گرفت و كنگره هاي بين المللي متعددي در مورد اعتياد برپا شد و متجاوز از 30 عهدنامه بين المللي مبني بر محدوديت توليد، ساخت، كشت، تجارت و مصرف مواد مخدر منعقد شد.   
مواد مخدر حربه دشمنان انقلاب اسلامي
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، استعمارگران كه دست خود را كوتاه مي ديدند براي نابودي انقلاب يا كنترل آن، اشاعه بيشتر مواد مخدر را به عنوان يكي از حربه ها به كار گرفتند. اما آگاهي رهبر كبير انقلاب اسلامي رحمت الله عليه باعث شد كه ايشان در سخنان تاريخي خود اين مسائل را بازگو كنند. ايشان فرمودند: «شما اين مسئله را اتفاقي ندانيد كه من باب اتفاق يك دسته اي هروئين فروش شده اند و دسته اي ديگر هم مبتلاشده اند، اين هم توطئه اي است كه قدرتهاي بزرگ به وسيله آن به ما ضربه مي زنند.»
 همچنين در قسمت ديگري از سخنان خود فرمودند: «اين يك باب است كه چون به حيثيت اسلامي برمي گردد، جلوگيري از آن بر همه واجب است.»
 ايشان به درستي عنوان كردند كه ديگر ايران، فقط به عنوان يك كشور جهان سوم مورد حمله قرار نمي گيرد بلكه استعمار با شيوع موادمخدر قصد خدشه دار كردن اسلام را در سر مي پروراند. لذا با درك صحيح از اين معضل، مسئولان دولتي اقدامات اوليه و مطالعات نخست را در سطح كشور آغاز نمودند. شوراي انقلاب در تاريخ 91359.3.1 با تصويب تشديد مجازات مرتكبين جرايم موادمخدر و اقدامات تاميني و درماني كه تا آن زمان، اين قانون در نوع خود جديد بود، فصلي نو در مبارزه گشود.
طبق اين قانون سهميه ترياك معتادان لغو و دوره اي به مدت 6 ماه به عنوان ترك اعتياد مقرر گرديد و همچنين براي كساني كه مكان استعمال موادمخدر داير كنند، مصادره اموال و مجازات مشخصي وضع شد. كليه زمينهاي كشاورزي كه پيش از انقلاب تحت كشت خشخاش قرار داشت پس از ابلاغ اين مصوبه تاكنون كشت نشده و اگر به صورت خودرو هم در نقاط مختلف كشور يافت مي شد، سريعتاً توسط نيروي انتظامي امحاء مي شد.
با تمام تدابير اتخاذ شده، استكبار در مواجهه شديد با اقدامات جمهوري اسلامي ايران با سرمايه گذاري بيشتر به سازماندهي و تسليح گروه هاي قاچاق دست زد. ثمره اين حركت، ظهور قاچاقچيان بسيار مجهز و كاروان هاي كاملاً مسلح بود كه بعضي اوقات داراي چنان تسليحات پيشرفته اي مي باشند كه درگيري آنها با نيروي انتظامي به يك جنگ تمام عيار مبدل مي شود.
پس از پذيرش قطعنامه 859 و پايان يافتن جنگ تحميلي عراق عليه ايران، مقام هاي جمهوري اسلامي توجه بيشتري را به امر مبارزه با قاچاق موادمخدر و اعتياد معطوف كردند. با توجه به كمبودهايي كه در قانون گذشته احساس مي شد مجمع تشخيص مصلحت نظام اسلامي در تاريخ سوم آبان ماه 7136 قانون مبارزه با موادمخدر را با كارآيي بالاتر به تصويب رساند كه براساس آن ستادي به رياست بالاترين و عالي ترين مقام قوه مجريه تشكيل و امر مبارزه با موادمخدر منحصراً بر عهده آن گذارده شد.
با تشكيل اين ستاد كه نقطه عطفي در مبارزات جمهوري اسلامي ايران با قاچاق موادمخدر و اعتياد محسوب مي گرديد، كليه خط مشي ها و سياست ها در زمينه پيشگيري، مبارزه و بازتواني معتادان اتخاذ و براي سازمانهاي مسئول و ذي ربط ابلاغ مي شد. با شروع كار ستاد مبارزه با موادمخدر و شوراي هماهنگي مبارزه با موادمخدر استانها، در اجراي اين قانون از طرفي وحدت رويه قضايي در محاكم و از طرف ديگر هماهنگي مطلوبي بين قوه مجريه و قضائيه به وجود آمد.

برگرفته از: روزنامه کیهان شماره 19060