اعتياد يعنی خوگرفتن و وابسته شدن جسمی‌، روانی و عصبی فرد به مواد مخدر كه ترك يا فرار از آن ناممكن و يا بسيار مشكل است

 اکستازی و افول سرمایه سیاسی

۱- در دهه شصت وقتى كنش هاى ضدفرهنگ به راه افتاد، يكى از عناصر اصلى اين كنش هاى جوانان مصرف انواع موادمخدر بود. جوانان به دنبال نوعى عصيان بر ضد هنجارها و معيارهاى موجود بودند كه از اين طريق از استانداردهاى هويتى موجود رهايى يافته و به ابراز هويت هاى خود ساخته نائل آيند. پيوند انواع مواد اعتيادآور با موسيقى، ادبيات و كنش و هويت جمعى جديد موجب شده بود كليت اجتماعى (گفتمان) جديدى به وجود آيد كه پيوستن به آن مى توانست برخى نيازهاى ثانويه ولى بنيادين هويتى و هستى شناختى افراد را پاسخ دهد. اين گفتمان جديد در تعارض مستقيم با نظم هنجارى نظام كاپيتاليستى قرار داشت. مصرف مارى جوانا با موسيقى آرام و ال اس دى همراه با پينك فلويد، معناى جديدى ايجاد مى كرد.

۲- پينك فلويد و اكستازى در اين نوشته تنها دو كلمه استعارى هستند. در حالى كه شعر و ادبيات مدرن دنيا هر روز بيش از گذشته وارد حوزه كتاب خوانى ما مى شوند، موسيقى جديد غربى پهلو به پهلوى موسيقى ايرانى شنيده مى شود، شخصيت هاى خيالى و اسطوره اى ما بيش از هميشه نام هاى خارجى دارند و هزاران اتفاق كوچك و بزرگ ديگر رخ مى دهد. ما تنها از آن نگران مى شويم كه چرا مصرف مواد مخدر و مواد اعتيادآور شيميايى مانند اكستازى در حال گسترش است. يعنى در حالى كه ذائقه ما كاملاً در حال تغيير است، تنها به بخشى از مسئله توجه مى كنيم و گويى متوجه نيستيم كه چه اتفاقى در حال وقوع است.

۳- جامعه مجموعه اى از بلوك ها و موزائيك هاى به سختى به هم چسبيده است. هيچ جاى خالى اى در جامعه وجود ندارد. هر عنصر جديدى كه وارد جامعه مى شود يا بايد خود را ذيل اين موزائيك ها قرار دهد و يا بايد از چنان قوتى برخوردار باشد كه خود بر جاى يكى از موزائيك ها بنشيند. از سوى ديگر هيچ گاه هيچ موزائيكى از جاى كنده نمى شود مگر آنكه به سرعت و با شدت جاى خود را به «چيز» ديگرى بدهد. يعنى جامعه هيچگاه جاى خالى ندارد.

۴- پينك فلويد و اكستازى تنها چندى است كه وارد جامعه ما شده است. اين در حالى است كه نه از توليد ادبيات و موسيقى داخلى كاسته شده و نه ظاهراً از ميزان مصرف ترياك، حشيش و هروئين. بنابراين اين دو (مثال) جاى همجنسان خود را نگرفته اند، از اين رو بايد سراغ موزائيك هاى ديگرى را گرفت كه از جاى كنده شده و جاى خود را به اين عناصر جديد داده اند. وضعيت اقتصادى جامعه در ده سال اخير تغيير ناگهانى يا غيرقابل انتظارى نداشته، وضعيت فرهنگى نه تنها سست نشده بلكه قوى تر هم شده است. افزايش ضريب نفوذ اينترنت، افزايش تعداد دانش آموختگان دانشگاهى، افزايش حضور اجتماعى برخى اقشار محروم و... نشانه هاى متقنى براى اين ادعا هستند. از نظر اجتماعى نيز جامعه شاهد يك سير قهقرايى نبوده است. يعنى سرمايه اقتصادى جامعه سقوط نكرده، سرمايه فرهنگى آن كاهش نيافته و سرمايه اجتماعى اگر بهبود نيافته باشد دچار وضعيت چندان وخيمى نشده است. اما هرچه وارد حوزه سياست مى شويم گويى يك قبض و بسط بزرگ رخ داده است.

۵- سرمايه سياسى شامل كنش هاى سياسى متعددى مى شود كه از كنش هاى رهبران سياسى گرفته تا بحث سياسى دو دانش آموز را در بر مى گيرد. در حالى كه هفت سال قبل، حراج بزرگ سرمايه سياسى موجب توزيع نسبتاً عادلانه آن در ميان عموم جامعه شده بود، نوعى پيوند جديد اجتماعى براى خودسازى اجتماعى (Self Production of Society) به وجود آمده بود كه زمينه به فعليت در آمدن سرمايه هاى اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى را ايجاد مى كرد. اين پيوند جديد اجتماعى مى توانست بار بازسازى جامعه را از دوش دولت برداشته و افراد را درگير اصلاح كاستى هاى خود كند. اما بسط اوليه سرمايه سياسى هرچه از خرداد هفتاد و شش مى گذشت با نوعى قبض مواجه مى گشت كه نه تنها سرمايه سياسى را فرسوده مى كرد بلكه موزائيك هاى خالى را براى ورود عناصر جديد اجتماعى مهيا مى كرد. خاصيت ويژه سرمايه سياسى پيش گفته آن بود كه آرمان ها و اهدافى فرا مادى براى افراد ايجاد مى كرد كه مى توانست زمينه تعالى اجتماعى را مهيا كند و يا حداقل اين ويژگى را داشت كه در دنياى بى معناى امروز، يك معناى نسبتاً انسانى و غيرمادى را به وجود مى آورد.

۶- افت معنادار مشاركت انتخاباتى، افت معنادار تيراژ مطبوعات جديد، افت معنادار توجه به امر سياسى و به طور كلى بى علاقگى فزاينده به وضعيت سياسى جامعه و بدتر از آن بدبينى به كنشگران سياسى اگرچه ممكن است به طور كوتاه مدت به معناى آرامش جامعه باشد، ولى جاهاى خالى اى در جامعه ايجاد مى كند كه به سرعت با توهم، پوچى و هر عامل سطحى ديگرى قابل اشغال است. موزائيك هايى كه در دوم خرداد به وجود آمد و سرمايه سياسى را وارد جامعه به ويژه نسل جديد ساخت، اكنون از جاى كنده شده و پيوند پينك فلويد، اكستازى را با گفتمان «شادى آور» بر جاى خود مى بيند.

۷- در وضعيتى كه مشاركت رسمى به دليل قبض و بسط سياسى امكان پذير نيست، مى بايد در انتظار اشكال غيررسمى كنش جمعى مانند جنبش هاى جديد اجتماعى باشيم اما نكته عجيب آن است كه به جاى آن اكنون شاهد نضج و قوت گرفتن كنش هاى ضدفرهنگ هستيم. شيوع انواع عرفان تقلبى، انرژى درمانى و فال بينى، تغيير پوشش ناگهانى در ميان بخشى از جامعه، تمايل بطئى به انواع مواد اعتيادآور شيميايى، علاقه سيرى ناپذير به ادبيات و توليدات پست مدرن، اقبال به توليدات هنرى سطحى (براى مثال نقطه چين) و... نشان مى دهد كه مفهوم جامعه در حال تغيير بطئى ولى جدى است. جامعه خصوصى، بى قواره و منفعل شايد عنوان خوبى براى پيوند پينك فلويد، اكستازى باشد.

نویسنده: علی حاجلی

منبع: روزنامه شرق مرداد ماه 1383